مثل نامه ای ولی
توی هیچ پاکتی
جا نمی شوی
جعبه جواهری ،قفل نیستی ولی وا نمی شوی
مثل میوه خواستم بچینمت
میوه نیستی ستاره ای از درخت آسمان جدا نمی شوی...

محوطه (سایت) چیچن ایتزا شامل چندین ساختمان سنگی است که قبلاا به عنوان قصر، معبد، حمام، مغازه و ... به کار میرفته اند. مطرح ترین قسمت های آن عبارتند از
* El Castillo (قلعه)
o مهمترین اثر این مجموعه، El Castillo ( به معنای قلعه در اسپانیولی) است که عبارتست از هرمی پلکانی که از هر چهار طرف دارای پلههایی تا بالای هرم است. این معبد، متعلق به خدای آسمان بوده است.













این شهر در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی ساختهشده و صدها سال پیش در زمان فتح اینکاها توسط اسپانیاییها متروک شدهاست. برای قرنها فراموش شدهبود و به جز عدهای از مردم محلی کسی از آن نامی به خاطر نداشته است. این اثر در سال ۱۹۱۱ میلادی توسط هیرام بینگهام، تاریخشناس آمریکایی به جهانیان معرفیشد. پس از آن، ماچو پیچو به یکی از مناطق جذب توریست تبدیل شد و در سال ۱۹۸۱ میلادی در فهرست آثار کشور پرو و در سال ۱۹۸۳ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. این اثر هم اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته میشود.
ماچو پیچو بهعنوان میراث جهانی یونسکو در سال ۱۹۸۳ میلادی به ثبت رسید. و این منطقه «یک شاهکار خالص معماری و نشانهای منحصر به فرد از تمدن اینکاها» نامیده شد. این اثر هم اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته میشود.



حدود کشور نَبَطیها از ساحل شهر عسقلان در غرب فلسطین و در امتداد صحرای شام در سمت مشرق ادامه مییافت. شهر پترا حلقهٔ اتصال بین تمدن سرزمین میانرودان (یا بینالنهرین) و سرزمین شام و شبهجزیره عربستان و مصر بودهاست. این شهر که پایتخت کشور نَبَطیها بود توانستهبود کنترل و زمام راههای تجارتی مناطق اطراف خود بدست گیرد، کاروانهای تجارتی از جنوب شبهجزیره عربستان و غزه و عسقلان و صور و دمشق از راه پترا پایتخت کشور نَبَطیها میگذشتهاند و این شهر از رونق خاصی برخوردار بودهاند.
پایان حکومت نَبَطیها
پایان حکومت نَبَطیها و خرابی پایتخت شهر پترا بدست رومیان در سال ۱۰۵ میلادی بودهاست، قشون رومیان در سال ۱۰۵ میلادی سرزمین نَبَطیها را محاصره میکنند وآب را به روی ساکنان شهر میبندند و سرانجام بعد از مدتی آن شهر را اشغال میکنند و به حکومت نَبَطیها خاتمه میدهند.
بیرون آمدن پترا از دست رومیان







عجایب هفتگانه جدید جهان شنبه شب 7 ژوییه در یک مراسم رسمی در استادیوم لوز شهر لیسبون ، پایتخت پرتغال و با حضور چهره های مشهور جهانی معرفی شدند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه ، در خاتمه یک رای گیری که توسط یک بنیاد سوئیسی برگزار شد و در جریان آن نزدیک به 100 میلیون نفر از طریق اینترنت یا تلفن به فهرستی شامل 20 نامزد نهایی کسب عنوان عجایب هفتگانه جدید جهان رای دادند ، برگزارکنندگان این رای گیری شنبه شب فهرست نهایی عجایب هفتگانه جدید جهان را در لیسبون معرفی کردند.
دیوار بزرگ چین ، آرامگاه تاج محل (هند) ، شهر باستانی پترا (اردن) ، مجسمه حضرت مسیح ریودوژانیرو (برزیل) ، ویرانه های ماچو پیکچو متعلق به تمدن اینکا (پرو) ، هرم و بقایای شهر چیچن ایتزا متعلق به تمدن مایا (مکزیک) و کولوسئو رم (ایتالیا) به عنوان عجایب هفتگانه جدید جهان انتخاب شدند.
البته اهرام ثلاثه مصر آخرین بازمانده عجایب هفتگانه قدیم جهان کماکان مقام خود را حفظ کرده است.
رای گیری برای انتخاب عجایب هفتگانه جدید جهان بسیار جدل برانگیز بود ، زیرا هر فردی هر اندازه که مایل بود می توانست به مکان مورد نظر خود رای دهد. به طوری که براساس آمار حدود 2 میلیون اردنی از مجموع جمعیت 6 میلیونی این کشور به شهر باستانی پترا رای داده اند.
از سوی دیگر سازمان یونسکو از این طرح استقبال نکرد و آن را تنها امری مربوط به افرادی که در رای گیری شرکت کردند، دانسته است.
| تلاش برای دیدن رنگهای ممنوعه/ رنگهایی که چشم قادر به دیدن آنها نیست | |
| تلاش برای تصور بعضی از رنگها کاملا بیهوده است، زیرا این رنگها در دسته رنگهای ممنوعه قرار دارند و به صورت طبیعی چشم انسان قادر به دیدن آنها نخواهد بود. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، تلاش کنید سبزی متمایل به قرمز را تصور کنید، منظور رنگ قهوه ای آزاردهنده ای که از ترکیب رنگ قرمز و سبز به دست می آید نیست، منظور سبزی است که متمایل به قرمز و یا قرمزی است که متمایل به سبز باشد، و یا تلاش کنید آبی متمایل به زرد را تصور کنید، رنگی که هم متمایل به آبی است و هم متمایل به زرد. معمولا تلاش برای تصور کردن چنین رنگهایی منجر به ایجاد فضایی خالی در ذهن می شوند، این به آن دلیل است که با وجود اینکه چنین رنگهایی در طبیعت وجود دارند، انسان هرگز آنها را نمی بیند. سبز-قرمز و زرد-آبی به رنگهای ممنوعه شهرت دارند. این رنگها ترکیبی از رنگهایی هستند که فرکانسهای نوری آنها به صورت خودکار یکدیگر را در چشم انسان خنثی می کنند، از این رو دیدن آنها به صورت هم زمان غیر ممکن می شود.
این محدودیت در نتیجه شیوه ادراک انسان از رنگها ایجاد می شوند. سلولهایی به نام نورونهای متقابل که در درون شبکیه چشم قرار دارند، زمانی آغاز به کار می کنند که توسط نور قرمز تحریک شوند و این فعالیت به مغز اعلام می کند که فرد در حال نگاه کردن به پدیده ای قرمز رنگ است. نورونهای متقابل این نورونها توسط نور سبز متوقف می شوند و مغز درک می کند که فرد در حال دیدن پدیده ای سبز رنگ است. زرد و آبی نیز از نورونهای متقابل ویژه خود برخوردارند. در واقع نور قرمز تاثیر نور سبز و نور زرد تاثیر نور آبی را خنثی می کنند و هرگز نمی توان این رنگها را از یک منبع مشابه مشاهده کرد. با این همه دانشمندان که همواره به دنبال دست نیافتنی ها هستند بر این باورند که می توان این رنگها را دید، تنها کافی است افراد چگونه نگریستن به آنها را فرا بگیرند. رنگهای بی نام انقلاب رنگی از سال 1983 و با انتشار مقاله ای از "هویت کرین" دانشمند بصری مشهور در نشریه ساینس آغاز شد. وی در این مقاله با عنوان "دیدن سبز مایل به قرمز و زرد مایل به آبی" اعلام کرد که درک رنگهای ممنوعه امکان پذیر است. برای اثبات این موضوع وی به همراه همکارانش تصاویری متشکل از نوارهای رنگی سبز و قرمز و زرد و آبی در کنار یکدیگر ایجاد کرده و آنها را به گروهی از داوطلبان نشان دادند در حالی که حرکات چشم آنها را با کمک ابزار کنترل کننده چشم و تثبیت گر شبکیه چشم تحت نظر داشتند. این آزمایش نشان داد نور هر یک از رنگها وارد سلولهای مشخصی از شبکیه چشم می شوند، برای مثال بعضی از سلولها همیشه پذیرای نور زرد هستند، و بقیه آنها به صورت همزمان تنها نور آبی را دریافت می کنند.
به تدریج این تحریک غیرعادی بینایی و دیدن مرز رنگها در نوارهای رنگی ناپدید شده و رنگها به درون یکدیگر نفوذ کردند. در این آزمایش اینگونه به نظر می آید که تصاویر مکانیزم متقابل چشم را زیر پا گذاشته و داوطلبان توانسته بودند رنگهایی را به چشم ببینند که تا کنون تجربه دیدن آنها را به دست نیاورده بودند. داوطلبان گزارش کردند که می توانستند به صورت همزمان رنگی ترکیبی از قرمز و سبز را ببینند اما نمی توانستند برای رنگی که در برابر چشم داشتند نامی به یاد بیاورند. این رویداد در هنگام تکرار آزمایش بر روی رنگهای آبی و زرد نتیجه ای مشابه در پی داشت. رنگی به نام ِگلی آزمایشهای بعدی بر روی این نظریه نشان دادند در صورتی که درست نگاه شود، دیدن رنگهای ممنوعه امکان پذیر خواهد شد. سپس در سال 2006 محققان دانشگاه دورتموث آزمایشهای سال 1983 را به شکلی دیگر تکرار کردند با این تفاوت که داوطلبان به جای نگاه کردن به صفحه های کاغذی به نمایشگر رایانه ها نگاه می کردند و از آنها درخواست شد به جای توصیف رنگهایی که می بینند، جایگزینی از میان رنگها برای آنها انتخاب کنند. رنگی که در آزمایشهای قدیمی غیر قابل توضیح بودند. اما در این آزمایش محققان دریافتند داوطلبان برای نمایش دادن رنگی که با دیدن نوارهای رنگی سبز و قرمز درک می کنند، به سرعت بر روی نمودار رنگها رنگ قهوه ای گِلی را نشان می دهند. به این شکل محققان به این نتیجه رسیدند که داوطلبان ترکیبی از دو رنگ را می بینند و نه رنگهای ممنوعه را. اکنون این سوال به وجود می آید که اگر نام رنگ دیده شده گِلی است، چرا داوطلبان در سال 1983 نتوانستند آن را توصیف کنند؟
با این همه دانشمندان می گویند صرف اینکه نتوان رنگی را نامگذاری کرد به این معنی نیست که آن رنگ از رنگهای ممنوعه باشد. "وینس بیلاک" یکی از محققانی که در آزمایشهای سال 2006 حضور داشته، این آزمایشها را در سال 2006 به پایان نرساند و طی سالهای گذشته آزمایشهای متعدد دیگری انجام داده که بر اساس آنها معتقد است می تواند حضور رنگهای ممنوعه را اثبات کند. وی تاکید دارد که مطالعه محققان دانشگاه دورتموث به دلیل در نظر نگرفتن کنترل کننده های حرکت و تثبیت کننده شبکیه چشم نتوانسته اند رنگهای ممنوعه را به وجود بیاورد، آنها تنها از داوطلبان خواسته اند تا بر روی رنگها خیره شوند و چشم خود را ثابت نگه دارند. بر اساس گزارش لایو ساینس، وی معتقد است رنگهایی که در آزمایشهای این محققان دیده شده با رنگهای ایجاد شده در آزمایشهای آنها یکسان نبوده است. از این رو مطالعه برای کشف تایید وجود رنگهای ممنوعه همچنان ادامه دارد. شاید اکنون نتوان چنین رنگهایی را در طبیعت دید، اما شاید روزی با اختراع ابزار دستی که از کنترل کننده داخلی حرکات چشم برخوردار است، بتوان چنین رنگهایی را دید، در این صورت با نگاه کردن به درون چنین ابزاری فرد این احساس را خواهد کرد که گویی برای اولین بار در زندگی خود رنگ بنفش را دیده است. |

جاده شهداد به نهبندان که از آن میتوان به عنوان زیباترین جاده کویری جهان یاد کرد که روز به روز بر شمار گردشگرانی که برای دیدن کویر زیبای شهداد، گام در این مسیر میگذارند، افزوده میشود. جاده شهداد به نهبندان از محلهایی عبور میکند که تا پیش از این رفتن به آنجا آرزوی هر دوستدار طبیعت بود.

گذر جاده از میان بزرگترین عارضههای کلوخی جهان معروف به "کلوتهای شهداد" که سیاحان از آن به عنوان قصرهای "جن و پری" نام بردهاند از ویژگیهای منحصر به فرد این جاده است. از سوی دیگر برآمدن خورشید از شرق و تابیدن آفتاب بر شنهای طلایی کویر و تماشای غروب بیآنکه مانعی از چشمانت حتی ثانیهای از پشت کوه رفتن خورشید را بگیرد و نشستن ستارههایی که همه زمانها برای شمردن آنها کم است بر آسمان کویر جاذبههایی است که هر فردی را به کویر میخواند.

ریان
2 سالگی :
1. برای رشد حس تعادل و احساس امنیت، کودک نیاز دارد که در آغوش گرفته شود.
2. توجه سریع به کودک هنگامیکه گریه می کند باعث رشد احساس ایمنی و اطمینان او می گردد.
3. لالائی، تکان دادن و به آرامی به پشت کودک زدن و بغل گرفتن او باعث می شود که به خواب رود.
4. اختصاص یک اطاق برای کودک از لحاظ آرامش او و راحتی خودتان حائز اهمیت است.
5. انس و همدمی و بازی با پدر و مادر برای هر کودکی اهمیت دارد.
6. در این سن با یک کمک مختصر، کودک می تواند برای رفتن به توالت به تنهایی اقدام نماید.
7. کودک برای رشد توانایی خود از لحاظ ارتباط نیاز به تمرین تکلم و گوش دادن دارد.
8. کودک نیاز به یک مادر آسوده خاطر و مدبر دارد. مادر که هم برای خودش و هم برای کودکش در فکر برنامه استراحت و تفریح باشد.
9. کانون خانواده باید از یک جو تفاهم و یکدلی برخوردار باشد زیرا تنش های عصبی ( دعواها ) بچه ها را عصبی می سازد.
10. کودک باید تا حد معقول از آزادی برخوردار باشد، با ممنوعیت های زیاد از حد نباید او را محدود ساخت.
11. کودک از طریق اظهار وجود، احساس شخصیت را در خود رشد می دهد.
12. کودک نیاز دارد که او را عضوی از خانواده به حساب آورند.
13. از جمله نیازمندیهای کودک اسباب بازی و چیزهایی است که بتواند آنها را مهار کند نه چیزهایی که قادر نباشد آنها را به کار گیرد.
14. باید فضا و امکانات لازم را برای حرکت آزادانه کودک و تکاپو و پویش او ایجاد نمود.
15. کودک نیاز دارد آزادانه بازی کند ، بدود، بالابرود، جست و خیز کند و خودش را کثیف کند.
16. هنگامی که کودک می خواهد غذایش را خودش بخورد اجازه این کار را به او بدهید. حتی اگر این کار را بدرستی انجام ندهد.
17. کودک نیاز دارد اعضای بدنش پاک و تمیز باشد.
18. کودک نیاز به احساس وجود مادر و آغوش و نوازش او بخصوص هنگام شیرخوردن دارد.
19. اسباب بازیهای اولیه کودک باید به گونه ای باشد که نیازهای او را از نظر در دست گرفتن، زمین زدن و مکیدن و پرت کردن ارضا کند.
20. کودک نیاز دارد که والدینش دریابند که او کودک است و دنیای خاص خود را دارد.
21. کودک را باید تشویق کرد تا بتواند محبت و علاقه اش را نسبت به دیگران ابراز کند.
22. غالبا" کودک نیاز دارد آشکارا نسبت به او ابراز محبت شود زیرا که با این کار یاد می گیرد که به دیگران متقابلا" محبت نماید.
3 سالگی :
23 . در این سن کودک آمادگی دارد در تمیز کردن میز و منظم کردن اطاق بهم ریخته اش همکاری نماید.
24 . در این سن کودک گاهی همبازی های خیالی خلق می کند و خود را به قالب حیوانات در می آورد.
25 . گاهی سر به سر خواهران و برادران خود می گذارد و گاه با آنها همراه می شود.
26 . سه چرخه سواری را یاد می گیرد و می خواهد همراه مادرش به بازار برود.
27 . در زمانی که بازی کودکان به پرخاشگری و حالت تهاجم در قالب کلمات و حرکات می انجامد، نیاز به راهنمایی دارند.
28 . اختلاف جنسی را درک می کند و در این مورد گاهی اوقات سئوال میکند که باید به طور ساده پاسخ داده شود.
29 . دوست دارد داستانهای آشنا بدون تغییر برایش خوانده شود و از توصیف تصاویر لذت می برد.
30 . گاهی از تاریکی، سگ و دیگر حیوانات می ترسد که در این مورد به دلداری نیازمند است.
31 . این درک را می نماید که والدینش قصد خروج از خانه دارند یا از این عمل استقبال می نماید و با آنها خداحافظی می کند یا حالت مخالفت بخود می گیرد و این عمل ممکن است تا سنین بالاتر ادامه یابد.
32 . در زمانیکه با خانواده غذا می خورد سعی دارد با حرکاتی توجه دیگران را جلب نماید. در این سن می تواند به تنهایی غذا بخورد.
33. کودک علاقه مند است که در آماده کردن حمام و شستن خودش کمک نماید. دلش نمی خواهد از حمام بیرون بیاید.
34. موقعی که از خواب بیدار می شود خوشحال است و دوست دارد در اطراف اتاق والدین جست و خیز کند.
35 . غالبا" هنگام بیدار شدن گریه سر می دهد و بعد از رفع حاجت به کمک مادرش حالت خواب آلودگی در او از بین می رود.
36. می تواند، شلوار، جوراب، کفش و بلوزش را به تن کند و نیز می تواند به راحتی لباسش را از تن درآورد و دکمه های پیراهنش را باز کند. اما نمی تواند دکمه های آن را ببندد.
37. معمولا" برای صبحانه اشتهای خوبی داردو با مهارت غذایش را می خورد. در این مورد نیاز چندانی به والدینش ندارد.
38. موقعی که غذایش در حال آماده شدن است درخواست چیزهای مورد علاقه اش مثل میوه، گوشت و شیر را می کند.
39. توانایی در بازی کردن با سایر بچه ها را بدست می آورد. در انتخاب دوستانش سلیقه خاص خود را دارد.
40 . دوست دارد کم و بیش حدود نیم ساعت در رختخواب بازی کند.
41 . معمولا" درخلال شب از خواب برمی خیزد. ممکن است از رختخواب بیرون بیاید و در اطراف خانه به پرسه زدن مشغول شود.
42. در این سن در مورد خوابهایی که دیده است شروع به صحبت می کند.
43 . ممکن است دلش بخواهد با مادرش به رختخواب برود اما والدین معمولا" می توانند با ماندن در کنار او برای مدتی او را از این کار منصرف سازند.
44. نسبت به والدین بخصوص مادر ابراز محبت می نماید.
45 . از بازی با پدر استقبال می کند.
46 . از نقاشی کردن با مداد رنگی و مدل سازی با خاک رس لذت می برد. اشکالی می کشد که بندرت شبیه چیزهایی است که قصد کشیدن تصویر آنها را دارد.
47 . به بزرگترها گوش می دهد. خواستار جلب رضایت و تشویق آنها است و نیز علاقه مند به تسلط در بکارگیری لغات جدید می باشد.
4 سالگی :
48 . کودک چهارساله قادر است بخوبی حرف بزند و بعضی اوقات این عمل را به صورت مشاجره نشان می دهد.
49. بازیهای کودکانه نیاز به نظارت دارند. مشاجرات ممکن است به زدن مشت و لگد منجر شود.
50 . کودک گاهی با مشاجره و گاهی نیز با دعوا ( اصطکاک فیزیکی ) از فرمان مادر سرباز می زند.
51 . در این سن کودک شروع به فراگرفتن قوانین و ممنوعیتها می کند مثلا" می داند که توپ برای پرت کردن می باشد نه سنگ و چیزهای دیگر
52 . ممکن است پسرها با عروسک بازی کنند و دختران به اسباب بازیهای پسرانه تمایل نشان دهند ضمنا" اگر نسبت به اسباب بازی های مربوط به خودشان ابراز علاقه نمایند اشکالی ندارد.
53 . کودک بیشتر اوقات با ناز وعطوفت به والدین می چسبد و دوست دارد که در آغوش گرفته و نوازش شود .
54 . اگر مادر کمی نظارت کند کودک می تواند خودش استحمام کند و نیز قسمتی از بدن خود را خشک نماید.
55 . معمولا" صبح ها با یک حالت نشاط از خواب برمی خیزد و نسبت به رفع نیازهای خود اقدام می کند.
56 . اگر لباسش در دسترس باشد می تواند خودش لباسش را بپوشد.
57 . از مهدکودک و بازیهای جمعی لذت می برد. زیرا بازی با دیگران را نسبت به بازی در تنهایی ترجیح می دهد.
58 . خیلی با انرژی است. در سوار شدن سه چرخه و بالارفتن از چیزهایی مانند نردبان و ... چالاک است و می تواند بعضی از ابزار را به کار برد.
59 . غالبا" برادران و خواهران بزرگترش را عصبی، کوچکترها را مورد اذیت و آزار قرار می دهد.
60 . اشتهایش نسبتا" خوب و در حال بهتر شدن است از چیزهای بخصوصی خوشش می آید و از بعضی چیزها بدش می آید و در غذا خوردن مهارت پیدا کرده است.
61 . بعد از نهار به استراحت می پردازد اما به ندرت چرت می زند. بی سروصدا بازی می کند.
62. می تواند به تنهایی به دستشویی برود. می تواند ادرار خود را کنترل کند.
63. با مهره ها ساختمانهای پیچیده ای می سازد و از کار خود تعریف می کند و دوست دارد پدرش در این کار به او کمک کند.
64. در این سن کودک بیش از هر موقع دیگر هنگام ناراحتی و اذیت شدن گریه سر می دهد و نیاز به ناز و نوازش دارد ولی بلافاصله باید او را به حال خود گذارد ( بعد از نوازش ).
65. بچه دائم در حال پرسش است برای اینکه هم اطلاع کسب کند و هم صحبت نماید.
66. به اشعار و داستانهای پرماجرا با علاقه گوش می دهد. خصوصا" داستانهایی که در مورد چگونگی کار وسایل و دستگاهها می باشند.
67. او دوست دارد با خانواده اش غذا بخورد اما با صحبت کردن و میز غذا را ترک کردن ایجاد وقفه در غذا خوردن می نماید.
68 . از تاریکی و حیوانات، ماشین آتش نشانی و ... می ترسد و نمی خواهد که مادرش از منزل بیرون برود.
69. در این موقع کودک شبها کمتر از خواب بیدار می شود مگر اینکه بخواهد به دستشویی برود، در این زمان نیاز به کمک دارد.
70 . بدون مخالفت زیاد به رختخواب می رود بخصوص که وقت خواب را بداند.
71. جهت فکر و عمل باید به کودک وقت داد.
72. کودک باید فرصت هایی داشته باشد تا مستقلا" عمل نماید.
73. او دوست دارد آزادانه دوستانش را به خانه بیاورد و این کار مورد قبول والدینش قرار بگیرد.
74. کودک به بازیهای ساده گروهی، جست و خیز و فعالیت نیاز دارد.
5 تا 7 سالگی
75. مدرسه می تواند یک حالت تکامل در فرزند ما ایجاد نماید اگر چه او هنوز در انجام بعضی از کارها کند است.
76. هنگام بازگشت از مدرسه باید از کودک به گرمی استقبال نمود و با او به صحبت پرداخت.
77. اگر گهگاهی بعد از یک روز درس و مشق از کوره در می رود نیاز به تفاهم دارد.
78. به کودک جهت کارهای خلاقه متناسب با استعدادشان فرصت دهید.
79. کودک جهت بازی به فضا و وسایل لازم نیازمند است و ضمن همین بازیها است که او چیزهای زیادی فرا می گیرد.
80. والدین با آگاهی به این امر که کودک آمادگی لازم جهت خواندن را دارد می توانند او را یاری دهند و این موضوع ارتباط به سن معینی ندارد.
81. کودک نیاز به فرصت جهت پوشیدن لباس دارد.
82. آموزش ترتیبات مربوط به بهداشت شخصی را در این سن آغاز نمایید.
83. باید در کودک این احساس را ایجاد نمود که رفتن به مدرسه یک ماجرای هیجان انگیز است نه تبعید به مکانی که مقررات و انضباط خشک در آن حکمفرماست.
84. در برابر ریخت و پاش کودک گذشت و اغماض داشته باشید.
85. پدر با پسر و مادر با دختر باید فرصتهایی جهت دوستی ایجاد نمایند.
86. با تاکید برخصلتهای خوب فرزندانمان شخصیت او را بسازیم و از انتقاد نقاط ضعف او بپرهیزیم.
87. باید پسران را تشویق کرد که خصوصیات مردانه و دختران خصوصیات زنانه را کسب کنند.
8 تا 10 سالگی
88. از اینکه احساس کند فردی مفید و مهم است لذت می برد. فعالیتهای باشگاهی و پیشاهنگی را دوست دارد.
89. دوست دارد در جمع گروه سنی خود مورد قبول واقع شود و با نظراتش موافق باشند از تنها بودن تنفر دارد.
90. از الگوهای گروه سنی خود در رابطه با طرز لباس پوشیدن- سخن گفتن- بازی و رفتار تبعیت می کند.
91. مقرری یا درآمدی که در ازای کار بدست می آورد به او کمک می کند که ارزش پول و استقلال را بیاموزد.
92. در این سنین کودک در پی کسب اطمینان و پشتیبانی والدین خویش می باشد.
93. بزرگسالان باید مواظب باشند که بچه ها خسته و بیش از اندازه هیجان زده نشوند.
94. دویدن- جست و خیز و ... دیگر کارهای مشکل برای آنها ضروری است.
95. فعالیت های دور از خانه ( مثل کارهای اردوئی ) به او مجال می دهد که حس ماجراجوئی خود را ارضا نماید.
96. لازم است والدین بدانند که کودک در این سنین هنوز آماده نیست که رفتار بزرگسالان را داشته باشد.
97. کمک او در کارهای خانه او را به قبول مسئولیتها عادت می دهد.
98. کودک در این سن نیاز به یک الگوی بزرگسال دارد از لحاظ صبوری، اصول اخلاقی و اهداف زندگی.
99. علاقمند به مشارکت در برنامه ها و فعالیتهای خانوادگی است.
100. باید نسبت به تمایلات تند و معمولا" زودگذر کودک حوصله داشت.
101. کودک باید ذوقش را در زمینه ادبیات رشد و توسعه دهد و نیاز به این دارد که کتابهای خوب و مفید در دسترس داشته باشد.
102. کودک علاقمند به مشارکت در برنامه ها و فعالیتهای خانوادگی است.
103. با تمرین در زمینه های بحث و استدلال، کودک قوای مغزی خود را توسعه می دهد.
104. در مورد زمان انجام کارهای خانه- تماشای تلویزیون و ... باید با والدین به توافق برسد.
105. در این سنین کودک به مرحله ای رسیده است که تصمیماتی بگیرد و خود با نتیجه اشتباهات روبرو شود البته نه در کارهای جدی
106. در برابر حرکات و حالات عصبی خود نیاز به گذشت و اغماض و توجه اولیا نسبت به منشاء آنها دارد.
11 تا 13 سالگی
107. در شبانه روز به 8 تا 10 ساعت خواب نیاز دارد.
108. از لحظات تنهایی و خلوت کردن با خود لذت می برد و دوست دارد در صورت امکان اطاقی مخصوص خود داشته باشد.
109. در مورد اینکه چه رفتاری خوب و چه حرکتی بد است از والدینش می خواهد که او را راهنمایی نمایند.
110. برای عملی ساختن پروژه های شخصی خود نیاز به کسب درآمد از طریق مقرری خود و انجام کارهای متفرقه دارد.
111. از نظر نوع لباس و فعالیتها دوست دارد، از الگوهای گروهی تبعیت کند.
112. نوجوان در این سنین احساس نیاز می کند که از طرف گروه سنی خویش مورد قبول واقع شود و در آن نقش فعال ایفاء نماید.
113. آگاهی نوجوان نسبت به بدن خود و تغییرات آن و همچنین نیرو و توانایی های آن واجد اهمیت است.
114. در مورد احترام متقابل باید با او صحبت کرد و در این زمینه به او رهنمود داد.
115. هنگامیکه عملی انجام می دهد و مورد تحسین هم گروههایش قرار می گیرد شاد می شود.
116. باید فرصت هایی ایجاد کرد که نوجوان بتواند تجربیاتش را ( در زمینه ورزش - علم ) نسبت به دنیای اطرافش گسترش دهد.
117. از بین افراد بالغ و مورد تحسین اش کسانی را بعنوان الگوی منزلت انتخاب می کند.
118. نوجوان را باید تشویق نمود تا مهارت خود را در ورزشهای جدید به مورد آزمایش گذارد.
119. نوجوان علاقه مند به بازیهایی است که در آن نیاز به مقدار زیادی کار تیمی و سازماندهی داشته باشد.
120. نوجوان دوست دارد که نظراتش در مباحثات خانوادگی نقش مهمی ایفا نماید.
121. برای اطمینان از اینکه نوجوان از بازیهای دارای فشار زیاد بیش از حد خسته نشود لازم است مراقبتهایی صورت گیرد.
122. با واگذاری مسئولیتهای خانوادگی در حد توانایی، جوان مقام شان اجتماعی خانواده را در می یابد.
123. نوجوان باید آزاد باشد تا فعالیتهای اجتماعی خود را در جهت رشد و تعالی سازمان دهد.
124. نوجوان به اغماض و تفاهم از سوی بزرگسالان نسبت به روحیه عصیانگر خود نیاز دارد.
125. نیاز به داشتن هدفی مبتنی بر موازین عالی اخلاقی مانند مذهب و پیشاهنگی دارد.
126. تصدیق علنی والدین نسبت به اینکه نوجوان فردی با ارزش است از اهمیت اساسی برخوردار است.
127. ایجاد حس اطمینان در نوجوان و راهنمایی او باعث بوجود آمدن دید مثبت در او نسبت به وظایف و نقش وی می شود.
128. باید نسبت به رشد توانائی ها و استعدادهای نوجوان توجه دقیق مبذول داشت.
14 تا 16 سالگی
129. نوجوان باید از مشاوره و راهنمایی فرد یا افراد بصیر در زمینه تحصیلات و شغل آینده خود بهره مند شود.
130. نوجوان در این سنین احتیاج به تشویق جدی جهت رشد فکری و ذوق هنری خویش دارد.
131. نوجوان باید فرصت داشته باشد که از طریق کار پول بدست آورد و در مورد خرج کردن آن خود تصمیم بگیرد.
132. نوجوان علاقمند به کسب درخشش در بازیهای ورزشی و دیگر فعالیتها است.
133. نوجوان را باید وادار نمود که خود مسئول حفظ وسائل شخصی و ابزارآلات سرگرمی خود باشد.
134. نوجوان بدنبال برنامه های با ارزشی است که نیروی فراوان بدنی و احساسی خود را صرف آن نماید.
135. نوجوان را باید ترغیب و تشویق نمود که مسئولیت حفظ تندرستی خود را عهده دار شود.
136. نوجوان باید آزاد باشد تا روابط دوستانه عمیقی داشته باشد.
137. مقبولیت و تایید نوجوان توسط دوستانش برای او اهمیت بسزایی دارد.
138. در مورد اینکه چه مقدار آزادی باید داشته باشد، نوجوان خواستار شرکت در این تصمیم گیری است.
139. نوجوان می خواهد که والدینش الگوهای رفتاری مطلوبی برای او باشند.
140. نوجوان در این سن از فرصت سهیم شدن در برنامه ریزی ها و مسئولیتهای خانوادگی استقبال می نماید.
141. در زمینه رشد آگاهی نسبت به مسائل و مشکلات اجتماعی و جامعه، نوجوان نیازمند هدف و تشویق می باشد.
142. برای اینکه از نقطه نظرهای دیگران با اطلاع شود نوجوان علاوه بر پدر و مادر، خواستار روابط دوستانه با دیگر بزرگسالان است.
143. گذشت و اغماض در برابر نیاز نوجوانان از نظر تندبودن- کله شقی و سروصدا و شلوغ کردن یک موضوع اساسی است.
144. بعد از مدرسه و در ایام تعطیل مجتمع های ورزشی و مراکز جوانان باعث ایجاد علاقه در نوجوانان می شود و از بزه کاری آنها جلوگیری می کند.
145. نوجوان باید پیرامون مسائل جنسی، آگاهیهای واقعی داشته باشد و نیز باید او را مطمئن ساخت که اینگونه احساسات چیزی نیست که از آنها بترسد.
146. والدین باید به این نکته توجه کنند که پرخاشجویی و فاصله گرفتن نوجوان امری زودگذر است.
147. در خلال ایام بیکاری بلند مدت جهت بررسی امور و اعمال خود خواستار صبر و شکیبایی است.
148. نوجوانان دوست دارند بیشترین وقت خود را به فعالیتهای سرگرم کننده صرف کنند. فعالیتهای اجتماعی - تماشای تلویزیون- بازی- مطالعه- و گوش کردن به موسیقی
149. تنهایی یکی از ویژگیهای زندگی نوجوانی است و نشانه نابهنجاری یا بیماری نیست.
150. اختلاف و تعارض با برادر و خواهر، مثل اختلاف با پدر و مادر، برای آنها ناراحتی ایجاد می کند.
• نوجوانی دوره ای است که در آن خلق انسان زیاد تغییر می کند.
• تغییرات خلقی یکی از ویژگیهای بهنجار زندگی نوجوانی است.
• اگر به گفته های نوجوان اعتماد شود، به رغم داشتن خلق نوسانی خوشحال خواهد شد، زندگی خود را مثل دیگران اداره خواهد کرد و با زمینه های مختلف زندگی کاملا" سازگار خواهد بود.
، کتاب
روش رفتار اولیاء و مربیان- با کودک و نوجوان در مراحل رشد
TA
تحلیل رفتار متقابل
از سال 1970 TA بصورت رسمی در جهان شناخته شد وبنیانگذار آن دکتر اریک برن میباشد. این نظریه دارای دیدگاههای روانشناسی فردی و اجتماعی است.
TA (تحلیل رفتار متقابل) راهی است برای آنکه ببینیم بین مردم و درون مردم چه می گذرد. با این روش میتوان روشن کرد که در لایه های زیرین ارتباطات جاری بین انسانها به واقع چه چیزی در حال رخ دادن است و انتخابهای دیگری را نشان میدهد که کسانی که درگیر آن روابط میباشند بتوانند چنانچه بخواهند از آن اجتناب کنند.
TA بطور گسترده ای در این زمینه ها مورد استفاده قرار میگیرد:
مدیریت، تعلیم و تربیت، سیاست ،مذهب ،آموزش ،مشاوره ،رواندرمانی و روانپزشکی.
TA روشی بسیار متداول است زیرا بطور گسترده ای از زبان محاوره ای استفاده میکند که برای تمام افراد در تمام سنین قابل درک است.
درTA افراد برای یافتن راه حل مشکلاتشان مشارکت دارند، آنها این توانایی را میابند تا از طریق بستن قرارداد به شناخت توانائیهای بالقوه خود برای تغییر پی ببرند.
نهایت کارکرد TA در آن است که افراد را به نقطه ای هدایت کند تا با نگاهی نو به تجارب ناخوشایند گذشته شان بتوانند رفتارشان را اصلاح کرده یا تغییر دهند تا به این طریق به خود کمک کرده و به یک برنده تبدیل شوند.
نظرات و مفاهیم در TA
حالات نفسانی خود
درون هر انسانی یک مکالمه دایمی وجود دارد، گاهی یک جروبحث ، گاهی جدل. وقتی شخص
تصمیمی میگیرد ، درواقع این تصمیم ناشی از مکالمات ذهنی و درونی فرد و آنچیزی است که به خود می گوید.
TA به این انواع تجلیات خود حالات نفسانی من میگوید TA همچنین شرح میدهد که این گرایشهای درونی متفاوت از کجا نشات میگیرند.
حالات نفسانی خود شامل والد، بالغ و کودک است TA برای هر یک از این حالات نفسانی خود صفات مثبتی را در شرایط خاص قائل است. هر یک از این حالات نفسانی احساسات، تفکرات و قضاوتهای ارزشی خاص خود را دارا میباشد.
والد: مجمو عه ای از پیشداوریها، باورها و تعصبات میباشد . این بخش از شخصیت با دستورالعملهای زندگی و باید و نبایدهای آن سر و کار دارد و دارای دو بعد میباشد یکی بعد نوازشگر است که حالت حمایتی دارد و بعد دیگر انتقادگر است که بر خلاف بعد قبلی سختگیر ویا آزارگر نیز میتواند باشد. والد میتواند کنترل کند، تصمیم بگیرد، نقش بازی کند و دلیل تراشی کند و نیز ممکن است دربعضی موارد نیز حق با او باشد. والد انتقادگر را معمولا در افرادی با عزت نفس پائین وعناد بخود همراه دانسته اند.
بالغ: خوب پردازش کردن اطلاعات و برخورد مناسب و شایسته از حالات نفسانی بالغ سرچشمه میگیرد. تصمیماتی که منطقی و برمبنای حقایق موجود میباشند نیز از حالات نفسانی بالغ نشات میگیرند.
اظهارنظرهای منطقی و احساسات اخلاقی ، اهداف و واقعگرایی با این بخش از شخصیت ما سروکار دارند.
کودک: در تعاریف TA کودک بعنوان منبع خلاقیت ، بازآفرینی و منبع اساسی سرزندگی محسوب میشود. هیجانات، احساسات و تصوراتی که کودک دارد ممکن است توسط یک والد سختگیر و حتی توسط یک والد نوازشگر سرکوب شود که میتواند در دراز مدت بر شخصیت فرد اثرات نامطلوبی داشته باشد که خود ممکن است به بیماریهای روان تنی نیز منجر شود. این بخش از شخصیت چنانچه تحت نظارت بالغ قرار نگیرد میتواند دیدگاه غیر واقعی نسبت به زندگی داشته و براساس تکانه های احساسی و هیجانی رفتار کند.
هدف TA کمک به فرد است تا انتخاب کند که در شرایط و زمانهای خاص میخواهد در کدامیک از حالات نفسانی باشد بجای اینکه صرفا اجازه دهد تا این حالات نفسانی دائما احساسات ، افکار وگرایشات و رفتار او را کنترل کنند.
نوازش ها و مبادلات
TA معتقد است که تمام تعاملات بین افراد از نوازشها و مبادلات ساخته شده.
نوازش: هر نوع ارتباط متقابل بین دو نفر در واقع به معنای آن است که فرد دیگری متوجه حضور ما شده و یا به ما این احساس را بدهد که حضور ما را درک کرده است. نوازش میتواند کلامی یا غیرکلامی، مثبت (در آغوش گرفتن)یا منفی( کتک زدن) ، شرطی یا غیر شرطی و دارای شدتهای متفاوت باشد.
یک مبادله ارتباط بین دونفر یا یک معامله دو جانبه نوازش بین آن دومیباشد.
گاهی مبادلات «متقاطع» و گاهی «پنهانی» میباشند و گاهی باعث سو تفاهمات و یا قطع شدن روابط میگردند. بطور کلی شش رابطه بین حالات نفسانی دو نفر وجود دارد که عبارتند از رابطه: والد- والد ، والد-کودک، والد – بالغ، بالغ – بالغ، بالغ – کودک و کودک- کودک.
به عنوان مثال:
صحبت راجع به آب و هوا میتواند راهی برای ارتباط والد- والد باشد ، یک گفتگوی منطقی بین دو نفر میتواند راهی برای ارتباط بالغ- بالغ باشد و همچنین زمانی که دو نفر با هم شوخی و تفریح میکنند نیز میتوانند در حالت نفسانی کودک- کودک باشند.
مواضع فرد در زندگی
مفهوم دیگری که در TA مطرح است آن است که مردم نگرشهای اساسی خاصی را نسبت به خود و دیگران انتخاب میکنند که میتواند مثبت یامنفی باشد . این نگرشها میتوانند به این صورت باشند : من خوب هستم یا من خوب نیستم ودیگر آنکه : تو خوب هستی یا تو خوب نیستی.
ساختارهای زمانی
TA به شش روش گذراندن وقت وزمان اشاره می کند:
1- کناره گیری
2- تشریفات
3- وقت گذرانی
4- فعالیت
5- بازیها
6- صمیمیت
اریک برن در معروفترین کتاب خود «بازیها» به تشریح و آشکار کردن اینکه مردم چطور با انجام عادات وکارهای روانی ناسالم باعث رنجش و ناراحتی خود و دیگران میشوند پرداخته
است که البته میتوان آنها را تغییر داد .
بازی ها و نمایشنامه ها
بازی ها راه هایی هستند که فرد در کودکی آموخته و با انجام آنها فرد از ایجاد صمیمیت اجتناب میکند( آگاهانه یا ناآگاهانه)، که البته میتواند با بازنگری بالغ آنها را تغییر دهد. بازیها بر خلاف مفهوم رایجشان لزوما به معنای لذت بردن و داشتن اوقات خوب نیست بلکه در واقع باید از آن اجتناب کرد وتا حد امکان سعی در رها شدن از آن داشت.
نمایشنامه:
هر یک از ما در دوران کودکی داستان زندگی خود را مینویسیم این نمایشنامه برای تمام مدت عمر طراحی میشود و مبتنی بر تصمیمات دوران کودکی و برنامه نویسی پدر و مادر هستند که پیوسته تقویت میگردند. مهمترین تصمیم درباره نمایشنامه برنده یا بازنده بودن آن است
رحمهای اجاره ای
رحمهای اجارهای امروز نه تنها در خانوادههای ایرانی؛ که در بسیاری از کشورهای دنیا راهی است برای بچه دار شدن خانوادههایی که رحم مادر خانواده به دلایل مختلف نمیتواند در 9 ماه بارداری میزبان کودک خود باشد. اما عدم شفافسازی این روش و فرهنگسازی مناسب باعث شده تا دوباره پای دلالها و واسطهها به مسئله باز شود و بازار سیاهی در کنار این اتفاق خوشایند بهوجودآید. بازاری که امروز در خفا رحم اجارهای را بین 2 تا 9 میلیون به فروش میرساند البته وقتی پای متقاضی خارجی از کشورهای دیگر به میان میآید واسطه قیمت را به 25 میلیون هم میکشاند. از سوی دیگر نبود قانون مشخص و نظارت کافی باعث شده تا این مسئله خود به مشکلات دیگری در زندگی زوجین منجر شود.
ساعت شنی!
شاید یکی از جدیترین برنامههای ساخته شده درباره مادران حامل(رحمهای اجاره ای) سریال«ساعت شنی» بود که نگاه آسیبشناسانهای به مسئله داشت و تا حدود زیادی توانست که ذهن جامعه را با این روش تازه آشنا کند.
رحم اجارهای در سایر کشورها خیلی زود جای خود را بازکرد. سایتهای زیادی اخباری از رحم اجارهای و حتی استفاده از رحم خواهر، مادر یا مادربزرگ به عنوان رحم اجارهای را بازتاب میدهند. به گفته «مجید ابهری» آسیبشناس، مطالعه آمارهای سالانه در کشور نشان میدهد که هر سال 100 هزار نفر به جمعیت نابارور ایرانی اضافه میشود و سازمان بهداشتجهانی سهم نازایی در ایران را در میان جمعیت بارور 12 درصد اعلام کرده است. به گفته او براساس این دو آمار ناباروری در لیست آمارهای طلاق در کشور ما جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده و میتوان گفت سومین دلیل طلاق در ایران بعداز اعتیاد و مشکلات جنسی و عدم تفاهم است. به گفته ابهری برای درمان ناباروری امروز روشهایی انتخاب میشود که خالی از ابعاد روانی واجتماعی نیست.
گذشته از رحم اجارهای در میان زوجهای ایرانی، معمولا جراحی لقاح انجام میشود که به AZF معروف است. احتمال بچهدار شدن در این روش 20 تا 30 درصد است که هزینه بسیار سنگینی دارد اما باز هم از سوی خانوادههای ایرانی آزمایش میشود. البته مجید ابهری استفاده از «رحم اجار ه ای» را آخرین راه حل برای گره گشایی از مشکل ناباروری میداند. یک طرف این ماجرا به گشودن گره از زندگی زن و شوهری منجر میشود که سال هاست در حسرت پدر و مادر شدن ماندهاند و در سمت دیگر فقر پای زنی دیگر را به ماجرا باز میکند که برای برطرف کردن نیاز مالی قبول میکند جنین زن و شوهر دیگری را در رحم خود پرورش دهد. این مسئله به گرهگشایی مشکلات بسیاری از خانوادهها منجر شدهاست. هرچند به یک کار تجاری تبدیل شده تا بخشی از زنان که عمدتا نیازمند و فقیر هستند از این روش برای تامین مخارج زندگی خود و فرزندانشان بهره میگیرند.
انعقاد قرارداد!
به گفته ابهری میان زوجین که از رحم اجارهای استفاده میکنند و زنانی که رحم خود را اجازه میدهند قراردادی بسته میشود که در این قرارداد یک نفر به عنوان داور معرفی میشود. این داور کسی است که معمولا وظیفه معرفی مادر اجارهای را به عهده دارد. اما گاهی مشکلات احساسی وعاطفی به ماجراهایی در این میان منجر میشود. به اعتقاد ابهری از نگاه رفتارشناسی مادران اجارهای هر چقدر به این کار به عنوان یک شغل و وظیفه نگاه کنند باز هم ازنظر روانی و رفتاری درگیر آن میشوند و چرا در حقیقت پروراندن یک جنین در شکم گذشته از ارتباط خونی با آن در طول 9 ماه از نظر عاطفی نیز ارتباط برقرار میشود. اختلاف نظرهای بسیاری بین علما و کارشناسان درباره تعلق فرزند به مادر نابارور و مادر حامل وجود دارد که همین مسئله ممکن است به مانعی تبدیل شود.
به گفته ابهری درگیری فکری مادر اجارهای در بسیاری از اوقات با تولد فرزند تمام نمیشود و در پارهای مواقع این ارتباط آنقدر عمیق میشود که باعث فرار مادر حامل همراه فرزند نوزاد و یا انکار وی و به قول معروف «دبه کردن» او میرسد چرا که مادرحامل احساس میکند از وجودش سوءاستفاده شده و هرچند درقبال این کار پول گرفته اما خلأ عاطفی ناشی از قرار دادن بخشی از جسم همیشه او را آزار خواهد داد. به گفته ابهری اجاره 9 ماهه رحم بستگی به نیاز مادر از 2میلیون آغاز میشود و تا 9 میلیون در نوسان است که صد البته بستگی به مهارت واسطه دارد که در این میان پورسانت یا کمیسیون نیز نصیب او میشود.
باجگیری!
ابهری اعتقاد دارد که باید سازمانی مسئولیت اصلی این ماجرا را در یک بیمارستان به عهده بگیرد. به اعتقاد ابهری سازمان بهزیستی میتواند یک انتخاب خوب باشد. او اعتقاد دارد وقتی این موضوع در قالب قانون صورت گیرد جلوی سوءاستفادههای بعدی گرفته میشود. علاوه بر اینکه قانون هنوز وضعیت مادر حامل و مادرنابارور را مشخص نکرده است همین مسئله باعث شده تا پیامدهای بعد گریبانگیر زوج نابارور شود.برخلاف جوامع دیگر که حتی ممکن است مادر حامل را از اعضای فامیل یا خانواده انتخاب کنند اما این مسئله از سوی بسیاری از خانوادههای ایرانی کتمان میشود. زوج نابارور حتی ممکن است به مسافرتهای طولانی بروند و پس تولد بچه به شهر خود برگردند. به گفته ابهری در برخی موارد بعضی از مادران حامل بعد از زایمان با تهدید خانواده نابارور به افشای موضوع برای فامیل آنها و چگونگی
بچه دار شدنشان، اقدام به باجگیری میکنند. او اعتقاد دارد اگر یک نهاد به طور قانونمند این موضوع را هدایت و اجرا کنداز عوارض و عواقبت سوء آنها جلوگیری میشود.
دلالها در کمین!
ابهری از وجود گروهی دلال در جنوب شهر خبر میدهد که بیشتر به دنبال شناسایی زنان بیوه هستند. بیوههایی که فقیر هستند اما اعتیاد ندارند. به گفته او در این پروسه آزمایشهای اعتیاد، ایدز و... از این زنان گرفته میشود. هرچند آزمایشهای اعتیاد از مادران حامل گرفته میشود اما به گفته ابهری برخی ازاعتیادها مثل اعتیاد به شیشه نشان نمیدهد. همچنین او انجام تست افسردگی و پرخاشگری را برای مادر حامل لازم میداند. به گفته ابهری هرچند 60 درصد خصوصیات فرزندان به ژن برمی گردد اما به دلیل تغذیه از خون مادر خصوصیات هم از مادر حامل به فرزند انتقال مییابد بنابراین توجه به شرایط روحی مادر بسیار مهم است. مسئلهای که فقر حتما روی آن تاثیر میگذارد. او به زوجهای نابارور توصیه میکند که اگر پای واسطه هم به میان میآید حتما معتبر باشد.
مادران حامل، مد روز!
مشکلات قانونی زیادی پیشروی مادران حامل وزوجهای نابارور وجود دارد اما مسئله دیگری هم برخی از جامعه شناسان را آزار میدهد. پدیدهای که بسیاری از پژوهشگران اعتقاد دارند ارتباط مستقیمی با طبقه تن آسان و طبقات مرفه جامعه دارد. در واقع، کسی که پول دارد و از سوی دیگر می خواهد اندام خود را متوازن نگه دارد، ترجیح میدهد تا زیان های جسمی دوران بارداری و همچنین درد و عوارض زایمان را از خود دور کرده و در عوض لذت داشتن فرزند را بدون عوارض یاد شده تجربه کند.
لذا زنی که متعلق به طبقه تن آسان باشد، ترجیح می دهد تا با خرج مبلغی از ثروت خود، علاوه بر دوری از عوارض یاد شده و لذت داشتن فرزند، به نوعی طبقه اجتماعی خود را نیز به رخ دیگران بکشاند. لذا در نزد دیگران، زنی که فرزندش را برایش به دنیا می آورند، زنی است که علاوه بر تعلق به طبقه ای خاص، دارای فرهنگی خاص و همچنین ذائقه ای خاص است و لذا تفاوت عمده ای با سایر طبقات جامعه دارد. از این رو، زنان دیگر نیز در پروسه مدگرایی و تبلیغ، سعی در فراگیری این امر نموده و در این صورت، این امر به شدت در جامعه رواج خواهد یافت.
این رواج همانا تحت تاثیر الگو گیری بوده و تبدیل به سرلوحه آبرومندی زنان جامعه خواهد شد. در این پروسه، کارکرد آشکار رحم اجاره ای (که همانا کمک گرفتن از فردی دیگر در صورت داشتن بیماری های خاص، برای بهدنیا آوردن فرزند، نظیر نازایی و...) به حاشیه رانده شده و کارکرد پنهان (که همانا سبک و الگوی مصرف و تعلق طبقاتی است) به متن می آید.هرچند ابهری میگوید که قانون باید نازا بودن زنان را برای گرفتن مادر حامل مشخص کند اما واقعیت ماجرا این است که قانون آنطور که باید در صحنه حضور ندارد.بنابراین بعید نیست داشتن مادر حامل درخانوادههای مرفه به مد روز تبدیل شود!
تهران امروز
یکی از برنامههای آموزش و پرورش در زمان اجرای نظام جدید استفاده از یک معلم ثابت برای هر سه سال است؛ به این نحو که آموزش در سه سال اول ابتدایی با یک معلم و سه سال دوم ابتدایی نیز توسط یک معلم انجام شود چراکه دانشآموزان مقطع ابتدایی به لحاظ شرایط سنی و وابستگیهای عاطفی به معلمان خود اگر با تغییر معلم در هر پایه مواجه نشوند تاثیر خوبی در فرآیند یادگیری آنها خواهد داشت.
به گفته معاون آموزش متوسطه وزیر آموزش و پرورش، پس از استقرار ساختار3-3-6 و همچنین ایجاد زیرساختهای لازم به سمتی حرکت خواهیم کرد که بخشی از مدارس ابتدایی سه سال اول و بخش دیگر نیز سه سال دو ابتدایی را تحت پوشش قرار دهند.
وی با تاکید بر اهمیت دوره ابتدایی در نظام جدید یادآورشد: دوران ابتدایی نقشی اساسی و کلیدی در شکل گیری شخصیت و روابط اجتماعی دانشآموزان دارد لذا اولویت و حساسیت و رویکرد آموزش و پرورش با دوره ابتدایی است از این رو تغییر کتب و محتوای آموزشی همسو با برنامه درس ملی و در راستای افزایش کیفیت آموزش در این دوره تدوین شده است.
سحرخیز ورود محتوای جدید «کار و فناوری» و«مهارتهای زندگی»به دروس ابتدایی را گامی موثر در تفکر و پژوهش محور کردن دانشآموزان برشمرد و خاطرنشان کرد: در اجرای نظام جدید آموزشی تلاش شده تا حوزههای زیستی، اجتماعی، اخلاقی، پژوهشی، دانش، فناوری و دینی و مهارتی مورد توجه ویژه قرار گیرد.
وی همچنین از حذف دوره پیشدانشگاهی از سال 96 خبرداد و گفت: نظام جدید به صورت تدریجی اجرا می شود لذا پس از استقرار ششم ابتدایی و دورههای جدید این نظام، دوره پیشدانشگاهی برای همشه حذف و دیپلم آموزشوپرورش و دورههای تحصیلی تعلیم و تربیت 12 ساله خواهد شد
مثل نامه ای ولی
توی هیچ پاکتی
جا نمی شوی
جعبه جواهری ،قفل نیستی ولی وا نمی شوی
مثل میوه خواستم بچینمت
میوه نیستی ستاره ای از درخت آسمان جدا نمی شوی...
تمرکزدرمطالعه
اگر یک مطلب را سرسری بخوانید، تمرکز شما به راحتی برهم میریزد. در عوض برای هر قسمت ، سرتان را تکان دهید و به دنبال پرسش بگردید. برای این مرحله باید بگویید "چگونه میتوانم سطح فعالیتم را در حین مطالعه بالا ببرم؟" سپس مطالعه کنید تا جواب این پرسش را پیدا کنید. این کار ساده را انجام دهید. پرسشهایی که برای هر قسمت طرح میکنید مرکزیتی به افکار شما میدهند و باعث میشوند که روی مطلب مورد مطالعه مسلط شوید. همچنین هنگامی که درس میخوانید میتوانید لیستی از پرسشها را تهیه کنید و برای پیدا کردن جواب پرسشها ، به درس گوش دهید. هر از گاهی ، مکان خود را تغییر دهید. در جایی که خیلی سرد است، ننشینید. جا به جا شدن ، به حرکت خون در بدن کمک میکند و باعث میشود که اکسیژن بیشتری به مغز شما برسد و شاداب و سرحال باشید.
روشهای ذهنی دیگر
چوب خط زدن برای افکار مزاحم
کارتهای کوچکی درست کنید و آنها را به 3 قسمت مساوی تقسیم کنید. یک قسمت را به صبح ، یک قسمت را به بعد از ظهر و قسمت سوم را به شب اختصاص دهید. هر بار که تمرکزتان به هم ریخت و حواستان پرت شد، یک خط در قسمت مخصوص به آن بکشید. برای هر روز یک کارت برای خود تهیه کنید. وقتی به اندازه کافی ماهر شدید خواهید دید که تعداد خطها روز به روز کاهش مییابد و این واقعاً جالب و هیجان انگیز است.
زمان استراحت
استراحت کوتاهی برای خودتان در نظر بگیرید. هنگامی که استراحت میکنید، اکسیژن بیشتری به مغزتان میرسد. بلند شوید و برای چند دقیقه در اتاق قدم بزنید. وقتی ما برای مدت طولانی مینشینیم، خون بدن ما به دلیل نیروی جاذبه ، به طرف پایینترین نقطه بدنمان ، یعنی پاها کشیده میشود. ماهیچههای ما همانند یک پمپ عمل میکنند و هنگامی که ما راه میرویم، خون را بطور یکنواخت به سرتاسر بدن ما میرسانند. در نتیجه ، اکسیژن بیشتری به مغز میرسد و باعث احساس شادابی و نشاط در بدن میشود.
عوض کردن موضوع
بسیاری از دانش آموزان بوسیله تغییردادن موضوع مطالعه ، به تمرکزشان کمک میکنند. شما هم میتوانید موضوعات متفاوتی را در نظر گرفته و با عوض کردن عنوان درسهایی که باید مطالعه نمایید، آنها را منظم کنید.
جایزه و پاداش
هنگامی که کاری را بطور کامل انجام دادید، به خودتان پاداش دهید. کار شما ممکن است خیلی کوچک باشد و یا شاید یک مسئولیت بزرگ ، که شما باید آن را به پایان برسانید. پاداشی که برای خودتان در نظر میگیرید، ممکن است قدم زدن در اطراف ساختمان ، یک لیوان آب و یا خواندن یک مطلب جالب و خندهدار در روزنامه باشد. برای پروژه های مخصوص ، مانند پروژه پایان ترم یا دوره کردن یک کتاب حجیم ، پاداش و جایزه ویژهای در نظر بگیرید که اگر آنها را انجام دادید برای خودتان مثلاً یک پیتزای مخصوص بخرید، به سینما بروید و یا بعد از ظهر را تلویزیون تماشا کنید. بعضی از جایزه ها میتوانند خیلی بزرگ باشند. از این جوایز برای تکالیف سخت یا پروژه های طولانی استفاده کنید. وقتی کار بزرگی را انجام دادید، از پاداشهای معمولی استفاده نکنید.
پرورش ذهن آشفته
پرورش تمرکز ، یک مهارت است. پرتاب توپ بسکتبال به طرف حلقه ، تایپ کردن و یا مطالعه ، نیاز به مهارت دارند. یادگیری یک مهارت نیز نیاز به تمرین و ممارست دارد. همانطور که وقتی دارویی را مصرف میکنید ، در بدن بدون کمک شما عمل میکند و با کارهای شما تداخل پیدا نمیکند، در مورد یک موضوع هم همین طور است و نباید با ورود افکار دیگر بر هم بریزد. عمل تمرکز ، به تمرین احتیاج دارد. شاید در هنگام شروع تمرینات ، ابتدا تغییرات کمی را حس کنید، ولی پس از 4 تا6 هفته که از پرورش ذهن و یادگیری مهارتها گذشت، متوجه پیشرفتهای قابل توجهی خواهید شد و پس از مدت کوتاهی درمییابید که چه سالهایی را برای تقویت حافظه و تمرکز ذهن خود هدر دادهاید.
سعی کنید از تکنیکهایی که مفید و مؤثر به نظر میرسند، استفاده کنید و حداقل به مدت 3 روز آنها را بطور صحیح بکار ببندید. اگر متوجه تغییرات کمی شدید ، پیشنهاد میشود تمرینات خود را ادامه دهید، چون در تمرکز ذهن شما مؤثر خواهد بود. همچنین میتوانید در محیط اطرافتان نیز تغییراتی بدهید که ممکن است برای شما مفید باشند. عمده تکنیهای پرورش ذهن برای کسب تمرکز حواس در زیر آمده است.
حواست را جمع کن
این شیوه ممکن است ظاهراً ساده به نظر بیاید، ولی در عین حال بسیار مؤثر است. هنگامی که حواستان پرت میشود و ذهنتان سرگردان است، مرتب به خودتان هشدار دهید که "حواست را جمع کن". این روش کم کم سبب میشود که توجه شما به موضوع مورد نظرتان جلب شود. برای مثال ، هنگامی که در کلاس هستید و ذهن شما را کنفرانس کلاسی ، تکالیفی که دارید، تاریخ ، ساعت صرف غذا و یا هر چیز دیگری پر کرده ، به خودتان بگویید: "حواست را جمع کن و به کنفرانس توجه کن". به هر حال تا حدی که ممکن است اجازه ندهید تمرکزتان به هم بریزد. و دوباره این هشدار را پیش خودتان تکرار کنید: "حواست را جمع کن".
هنگامی که افکار مزاحم خود را پیدا کردید، کم کم با تکنیک "حواست را جمع کن" به حال بر میگردید. اگر یک شخص معمولی باشید، ممکن است این عمل را صدها بار در هفته انجام دهید. ولی طی روزهای آینده مدت زمانی که افکار خاصی در ذهن شما میماند، طولانیتر میشود، یا به عبارت دیگر تمرکزتان در مورد موضوعی خاص بالا میرود. بنابراین باید صبور باشید تا شاهد پیشرفتهای خود در این زمینه باشید.
روش عنکبوتی
این روش نیز یکی دیگر از تکنیکهایی است که پایه و اساس تمرکز است و به شما کمک میکند تا تمرکز داشته باشید و از حواس پرتی جلوگیری کنید. اگر تار عنکبوتی را تحریک کنید، تار تکان میخورد و عنکبوت نسبت به جنبش تار ، از خود واکنش نشان داده و میخواهد علت حرکت را بیابد، ولی وقتی چندین بار این عمل را تکرار کنید، خواهید دید که عنکبوت ، دیگر نسبت به حرکت تار هیچ عکس العملی از خود نشان نمیدهد و متوجه میشود که حشرهای به دام او نیامده است. این روش را یاد گرفته و ذهن خود را پرورش دهید و در برابر حواس پرتی تسلیم نشوید.
وقتی کسی داخل اتاق میشود یا وقتی در با صدای بلند به هم میخورد، نباید به خودتان اجازه دهید که حواستان پرت شود. شما باید تمرکزتان را برای هدفی که در ذهن دارید، حفظ کنید. مثلاً در یک کنفرانس کلاسی اجازه دهید که دیگران جلوی شما حرکت کنند و سرفه کنند، بدون اینکه به آنها نگاه کنید فقط بین خودتان و کنفرانس ، تونل ارتباطی ویژهای ایجاد کنید و بگذارید دیگران از این تونل خارج باشند. و یا وقتی که با کسی صحبت میکنید، حواستان فقط به او باشد و به صورتش نگاه کنید و از حرفهایی که میزند یادداشت بردارید. بگذارید همه چیز از ذهنتان خارج شود و به هیچ چیز جز او توجه نکنید.
فرصتی برای افکار مزاحم
در طول روز ، زمان ویژهای را به فکر کردن درباره مسائلی که به ذهن شما خطور میکنند و تمرکزتان را به هم میزنند اختصاص دهید. به طور مثال ساعت 30/ 4 تا 5 بعد از ظهر زمانی است که شما میتوانید به این افکار بپردازید. هنگامی که این افکار مزاحم در طول روز به ذهن شما خطور کرد و باعث نگرانی شما شد، به یاد آورید که زمان ویژهای را برای آنها در نظر گرفتهاید و اجازه دهید که از ذهن شما خارج شوند. کسانی که از این روش استفاده کردهاند، توانستهاند 35 درصد از افکار مزاحم را در طول 4 هفته در خود کاهش دهند. این تغییر بزرگی است. گامهای اساسی این روش عبارت اند از:
عوامل موثر در تمرکز حواس برای مطالعه
سطح انرژی خود را تعیین کنید.
چه زمانی از روز ، انرژی شما در سطح بالایی قرار دارد؟ چه زمانی، انرژی شما پایین است؟ مطالعه درسهای دشوار به انرژی زیادی نیاز دارد. امروزه بیشتر دانش آموزان مطالعه درسهای سخت را به زمانی که خیلی خستهاند، به تأخیر میاندازند. وقتی شما خستهاید، تمرکز داشتن بسیار مشکل است و درس خواندن در این مواقع نتیجه معکوس دارد. درسهای مشکل باید زمانی مطالعه شوند که انرژی شما در اوج خود قرار دارد. درسهای آسانتر را میتوانید بعد از درسهای مشکل قرار دهید.
نور
استفاده از نور کافی در هنگام مطالعه یک عامل اصلی به حساب می آید. برای اینکه چشمانتان خسته نشوند از نور مستقیم و همچنین نور خیلی کم استفاده نکنید.
میز و صندلی
هنگام مطالعه ، روی یک صندلی معمولی که خیلی راحت نباشد، پشت میز بنشینید. روی تختخواب ، درس نخوانید. تختخواب برای خوابیدن و استراحت کردن است، نه برای درس خواندن!
وضع و حالت بدن
صاف و درست نشستن به تمرکز شما کمک میکند.
علامت و نشانه
اصلاً معطل نکنید، همین حالا بلند شوید و برگهای را روی در بچسبانید و روی آن بنویسید
: "من به آرامش نیاز دارم، لطفاً اجازه دهید درس بخوانم
یا ، لطفاً آرامشم را برهم نزنید. متمرکز شدن کار دشواری است. با رفتنتان به من کمک کنید."
بعضی از اشخاص بی ملاحظه ممکن است نسبت به خواهش های شما بی تفاوت باشند. از آنها بخواهید بعداً بیایند. اگر آنها اتاق را ترک نکردند، تمرین کنید که نسبت به آنها بی توجه باشید.
تلفنها را جواب ندهید.
در هنگام مطالعه نسبت به تلفنها بی تفاوت باشید. بله ، ممکن است شما یک تلفن را از دست بدهید، ولی حفظ تمرکز شما مهمتر است. ممکن است از این به بعد این روش در زندگی شما مفید واقع شود.
کجا بهتر درس را میفهمید.
فکر کنید که کجا تمرکزتان بالاست. اغلب ، درس خواندن در جایی که شما زندگی میکنید، دشوار است. بنابراین گوشهای از یک کتابخانه را که آرام است و دری وجود ندارد که مردم مرتب از آن رفت و آمد داشته باشند و نه پنجرهای دارد که منظره پشت آن باعث حواس پرتی شود را برای خواندن انتخاب کنید. بعضی از دانش آموزان هم در جایی که زندگی میکنند بهتر میتوانند درس بخوانند. در هر صورت ، مهم خود شمایید.
شنیدن موسیقی
اگر هنگام مطالعه نیاز به موسیقی دارید نوعی از آن را انتخاب کنید که ضرب آهنگی نسبتاً یکنواخت داشته باشد. موسیقی های بی قاعده ، به راحتی ذهن را منحرف میکنند. اگر از یک موسیقی یکنواخت استفاده کنید صدایی که در محیط اطرافتان پخش میشود، حواس پرتی شما را به حداقل میرساند. رادیوی شما هم میتواند یک منبع خوب و در عین حال ارزان برای صداهای یکنواخت باشد.
زمانی کافی برای انجام دادن کارها
ابتدا تخمین بزنید که برای هر درس چند ساعت در هفته نیاز به مطالعه دارید. سپس یک جدول زمانی شامل تمام کارهایی که باید درطول هفته انجام دهید، تهیه کنید. مثل کلاسها ، جلسات ، غذا خوردن ، لباس شستن و غیره. آنگاه یک زمان ویژه برای درس خواندن در جدول قرار دهید. حالا وقتی درسی را مطالعه میکنید، نگران درسها و کارهای دیگرتان نیستید. چون میدانید که وقت کافی برای همه آنها دارید.
جدول زمانی خود را طوری طراحی کنید که قابل تغییر باشد مثلاً بتوانید برای درسی که به وقت بیشتری نیاز دارد و مطالعه آن درس در زمان مخصوص انجام نشده تغییر کوچکی را در جدول زمان بندی ایجاد کنید و به مطالعه خود ادامه دهید. خلاصه این که مهارت تمرکز به شما کمک میکند که به خودتان اطمینان داشته باشید، چون توانایی این را دارید که هر آنچه را قبلاً خوب به آن توجه کردهاید و روی آن تمرکز داشتهاید، به یاد آورید
یک مقاله دیگر
پیش از هر چیز، باید به خاطر داشته باشید که این شما هستید که باید ذهن خود را با موضوع مطالعه درگیر کنید. معمولاً سبک نوشتاری کتاب تلاش می کند که در شما درگیری ذهنی ایجاد کند اما عمده کار با خود شماست. ما اکنون می خواهیم روش مطالعه متمرکز را به شما آموزش دهیم، برای آن که درگیری ذهنی شما پایدار بماند. می خواهیم ذهن شما با جمله جمله کتاب درگیر شود. می خواهیم که شما یک مطالعه کننده فعال باشید. روشهای سنتی مطالعه که شما پیش از این داشته اید، شما را از یک مطالعه متمرکز باز می دارد و باعث می شود که حواس شما مدام پرت شود.
روشهای مطالعه متمرکز
“تند خواندن”
مثالی جالب
راننده ای را در نظر بگیرید که با سرعت بسیار کمی مثلاً ۲۰ کیلومتر در ساعت در حرکت است. وقتی سرعت این راننده تا این حد کم است، دیگر به توجه و تمرکز فوق العاده ای نیاز ندارد و چون ذهن درگیر نمی شود، مدام در جایی دیگر مشغول می شود. راننده می تواند از داشبورد چیزی بردارد، شیشه را پاک کند، به مناظر بیرون نگاه کند و حتی غرق در تخیل شود. اما وقتی سرعت زیاد شد، خود به خود درگیری ذهنی بیشترمی شود و ذهن بیشتر به رانندگی متمرکزمی شود و راننده دیگر فرصت ندارد به چپ و راست نگاه کند و یا مشغولیتهای ذهنی دیگری داشته باشد. اساساً ذهن چنان درگیر است که تمایلی برای درگیر شدن در جای دیگر ندارد.
در مطالعه هم دقیقاً همین حالت وجود دارد. وقتی شما به بهانه بهتر فهمیدن بسیار کند پیش می روید و کلمه به کلمه می خوانید، درگیری ذهنی مطلوبی را ایجاد نمی کنید و ذهن شما که از این ساکن بودن کلافه می شود، خود را در جایی دیگر مشغول می کند و حواستان پرت می شود.
ما نمی گوییم آن قدر تند بخوانید که هیچ چیز نفهمید، بلکه می گوییم سرعت مطالعه خود را تا آنجا افزایش دهید که یک درگیری ذهنی مطلوب ایجاد شود. در این سرعت، ذهن متمرکز است. می بینید که اگر کمی غفلت کنید، سانحه ای رخ می دهد. حتی اگر بتوانید سرعت مطالعه خود را به دو برابر افزایش دهید بسیار عالی است چرا که هم در وقت خود صرفه جویی نموده اید و هم با درگیری ذهنی و تمرکز بیشتری خوانده اید. تا می توانید سرعت مطالعه خود را افزایش دهید و سریعتر از آنچه که قبلاً می خوانده اید بخوانید. البته خوب می دانید که این سرعت، نسبی است و در متون مختلف مانند رمان، ادبیات، شیمی، فیزیک و . . . متفاوت است. مسلماً شما متون ساده تر را با سرعت بیشتر می خوانید. ما می گوییم سرعت خود را با توجه به سرعت قبلی خود بیشتر کنید. یکی دیگر از معایب کند خواندن این است که شما وقتی آرام و لغت به لغت می خوانید، درک ذهنی کمتری دارید چرا که ذهن با مفاهیم سر و کار دارد نه با کلمات. یادتان باشد مفهوم، همیشه در یک عبارت است نه یک واژه. وقتی شما کلمه شیر را می خوانید، ذهن نمی داند منظور شیر گاو است یا شیر جنگل یا شیر آب. اما وقتی جمله “شیر آب را بستم.” سریعاً خوانده می شود، درک بهتر و سریعتری حاصل می شود.
مطالعه اولیه
مطالعه اولیه همان گرفتن اطلاعات ابتدایی است. در مطالعه اولیه، قصد شما کنجکاو کردن ذهن با گرفتن اطلاعات ساده و کم حجم و مقدماتی است. در مطالعه اولیه شما متن را خط به خط نمی خوانید بلکه نگاهی گذرا به متن می اندارید و یک سری مفاهیم اولیه را از متن می گیرید که مثلاً متن حول و حوش چه موضوعی است. پس از آن باید به خود رجوع کنید و ببینید که خودتان از پیش چه اطلاعاتی درباره موضوع دارید و یا این که از قبل، از کسی چیزی شنیده اید یا مطالعه کرده اید. اطلاعات اولیه خودتان را به اطلاعات اولیه کتاب، در این بررسی اجمالی بیافزایید.
سؤال کردن
یادتان باشد که پیش از مطالعه، با یکی دو سؤال، ذهن خود را هدفدار کنید. وقتی می گوییم هنگام مطالعه مدام از خودتان سؤال کنید، منظورمان این است که پیش از مطالعه، در حین مطالعه و پس از آن، می توانید از خود بپرسید. شما معمولاً برای طرح سؤالات از خود یک سری سؤالات حافظه ای کم ارزش می پرسید. مثلاً “بوعلی سینا کی متولد شد؟”، “جنگ جهانی دوم در چه تاریخی شروع شد؟”، “هیمالیا کجاست؟” و . . . این سؤالات معمول، کم ارزش ترین سؤالاتی است که شما می توانید از خود بپرسید.
در کتاب “روشهای مطالعه” نوشته “کی پی بالدریج” و ترجمه دکتر علی اکبر سیف، به طرح سؤالات هفت گانه “گانیه” اشاره شده است. این سؤالات هفت نوع می باشد.
طرح این سؤالات بسیار ارزشمند و مفید است و فوق العاده در ایجاد تمرکز حواس مؤثر است. ما در زیر به اختصار، این سؤالات هفت گانه را توضیح می دهیم.
سؤالات هفت گانه گانیه
۱. سؤالات حافظه ای:
این سؤالات کم اثرترین و کم اهمیت ترین سؤالات هستند. این نوع سؤالات صرفاً با یادآوری اطلاعات سر وکار دارد. مانند: کشورهای همسایه ایران کدامند؟ بوعلی سینا در چه تاریخی متولد شده است؟ جنگ جهانی اول در چه تاریخی رخ داد؟
۲. سؤالات ترجمه ای:
این نوع سؤالات، قوی تر و بهتر از سؤالات حافظه ای هستند. این سؤالات تا حدی شبیه به “زبان گردانی” هستند که قبلاً درباره آنها صحبت کردیم. سؤالات ترجمه ای یعنی بیان یک مفهوم پیچیده یا یک مطلب دشوار به زبان ساده تر، مانند این که: گشتاور به زبان ساده یعنی چه؟، فرمول انیشتین به زبان من چه می شود؟، افزایش شعاع مولکولی را نسبت به افزایش عدد اتمی روی نمودار چگونه می توان نشان داد؟
۳. سؤالات تفسیری:
این سؤالات را سؤالات رابطه ای هم می گویند، که به کشف و درک روابط میان دو مفهوم می پردازد. این رابطه می تواند تشابه یا تفاوت باشد. این سؤالات از سؤالات ترجمه ای کمی بهترند: سؤالاتی مانند: “تفاوت دندانهای گوشتخواران با گیاهخواران چیست؟”، “حافظه از نظر ساختار و عملکرد، چه وجه تشابهی با کامپیوتر دارد؟ “و . . . از نوع سؤالات تفسیری هستند.
۴. سؤالات کاربردی:
جالب ترین نوع سؤالات هستند. این سؤالات همان طور که از نامشان بر می آید می خواهند مطالب علمی را به مسائل روزمره ربط دهند و آنها را در عمل بسنجند. مثلاً “چگونه می توان از اصطکاک ناشی از کشش اجسام روی زمین کاست؟ “، “تشویق، بلافاصله پس از یک عمل خوب چه نقشی در شکل گیری شخصیت کودک دارد؟” و . . .
۵. سؤالات تحلیلی:
این سؤالات از چهار نوع بالا بهترند و سؤالات منطقی و استدلالی نیز خوانده می شوند. در این نوع از سؤالات ما قدمهای منطقی یک شخص یا تغییر و تحول یک شیء یا وضعیت را از نقطه شروع تا پایان بررسی می کنیم. مثلاً “آنتونی رابینز روان شناس به نام امروز، چگونه با ناکامیها، زندگی خود را دگرگون کرد؟” یا “هواپیما چگونه به وجود آمد؟” و . . .
۶. سؤالات ترکیبی:
این سؤالات که از سؤالات تحلیلی قوی ترند، به سؤالات خلاق معروفند. در این سؤالات، شما با پهلوی هم قرار دادن اطلاعات و ایده ها و اندیشه های قبلی به طرح اندیشه های نو دست می زنید و آن را به سؤال می گذارید. مثلاً “تناسب جمعیت و مسکن را در۲۰ سال آینده ایران چگونه پیش بینی می کنید؟” یا “چه ماده ای می توان به چای افزود تا نوشیدنی خوش طعم تری شود؟” و . . .
۷. سؤالات ارزش نگاری:
این سؤالات قوی ترین سؤالات است. در این سؤالات، ما درباره مؤلف، نویسنده، مترجم، و متن کتاب داوری می کنیم و نظر خودمان و روش خودمان را با نظر و روش آنها مقایسه می کنیم. مثلاً از خود می پرسیم از بین رمانهای رومن رولان، نویسنده فرانسوی (جان شیفته، ژان کریستف، زندگی تولستوی، زندگی بتهوون و . . .) کدام اثر، شخصیت خود رومن رولان را نشان می دهد؟
باید توجه داشته باشید که این سؤالات را خواننده طرح می کند و از خود سؤال می کند و به آنها پاسخ می دهد و هرچه سؤال قویتر مطرح می شود، تمرکز و علاقه بیشتری هم ایجاد می شود. براین نکته تأکید می کنیم که خودتان باید سؤال طرح کنید نه این که به چند سؤال مطرح شده در کتاب پاسخ دهید. وقتی که خود شما سؤال طرح می کنید، بیشتر به پاسخگویی علاقمند می شوید. البته به سؤالات کتاب هم فکر کنید و به دنبال پاسخگویی به آنها هم باشید اما حتماً با توجه به متن، اطلاعات قبلی و نظر و ایده خود سؤالات دیگری را هم مطرح کنید.
نوشتن
هنگام مطالعه، همیشه قلم و کاغذی در دست داشته باشید. چه آنچه که می خوانید رمان باشد چه شعر، چه مطالعه آزاد، چه کتاب درسی، اعم از حفظ کردنی یا فهمیدنی. در یک مطالعه فعال و پویا، کمتر چیزی می تواند به اندازه قلمی که در دست دارید، ذهن شما را درگیر و متمرکز کند.
این قلم، مهمترین ابزار شماست. با آن، همه چیز را یادداشت می کنید. اگر رمان می خوانید همین طور که جلو می روید در حاشیه کتاب و یا در کاغذی دیگر با نویسنده درگیر شوید. اگر جایی برایتان خیلی جالب بود، در حاشیه بنویسید: “چه جالب! ” اگر برایتان تعجب آور بود علامت تعجب بگذارید. اگر برایتان سؤال برانگیز بود حتی می توانید در حاشیه، سؤال خود را مطرح کنید و حتی در جایی نظرتان را اعلام کنید. نظرتان را با نظر نویسنده مقایسه کنید. یک مطالعه کننده فعال با قلم خود مدام با نویسنده درگیر می شود و عقاید و عواطف خود را خواه موافق خواه مخالف، به شکلی با نوشتن اعلام می کند. خودتان را ملزم کنید که با نوشتن، نظر خود را بگویید.
این گونه ذهن شما همواره متمرکز می ماند چون ملزم است در هر لحظه عاطفه و اندیشه خود را بیان کند. اگر کتاب، کتاب درسی شماست، از نکات مهم کتاب یادداشت برمی دارید که این یادداشتها بهتر است در برگه ای جدا نوشته شود. برای آن که به اهمیت یادداشت برداری پی ببرید، اینک فواید آن را برای شما توضیح می دهیم.
فواید یادداشت برداری
الف– ایجاد خلأ ذهنی
تا خلأ نباشد، جذب، صورت نمی گیرد و هر خلأ، همیشه جذبی نیز به دنبال دارد. تا خالی نشوید نمی توانید به درون بکشید. اولین و مهمترین فایده یادداشت برداری، ایجاد خلأ ذهنی است. آنچه را که از کتاب و نویسنده فرا می گیرید، با نوشتن، بیرون بریزید تا برای جذب مطالب بعدی آماده شوید. در روان شناسی مطالعه و یادگیری، یکی از موانع یادگیری، “منع قبلی” است. منع قبلی یعنی این که مطالبی که شما قبلاً آموخته اید، از تمرکز شما بر مطالب اخیر و فراگیری این مطالب، ممانعت به عمل می آورند. مثلاً وقتی قرار است که شما ده نکته را به ترتیب فرا بگیرید، معمولاً نکات اولیه و ابتدایی چنان ذهن شما را به خود مشغول می کنند که یادگیری مطالب بعدی و انتهایی دشوارتر می شود. شما خودتان این موضوع را تجربه کرده اید.
شما در دقایق اولیه مطالعه متوجه می شوید که به تدریج تمرکز حواستان کمتر می شود و بیشتر دچار حواس پرتی می شوید. علت آن است که همان مطلب اولیه مانع تمرکز بر مطالب بعدی می شوند. برای این که منع قبلی ایجاد نشود، بهترین و مؤثرترین راه، همین یادداشت برداری است. با یادداشت برداری است که مطالب قبلی از ذهن شما بر روی کاغذ تخلیه می شوند و این خلأ ذهنی ایجاد شده، فراگیری مطلب بعدی را آسانتر می کند.
ب– تحریک حافظه حرکتی
وقتی که می نویسید، دست و قلم شما حرکت می کند. بنابراین نه تنها حافظه حسی و چشمی شما بلکه حافظه حرکتی شما نیز فعال می شود و مطالب را بهتر به خاطر می سپارید. حال آن که وقتی یادداشت بر نمی دارید و صرفاً می خوانید، فقط حافظه حسی شما فعال است که مسلماً بازدهی شما در این حالت کمتر است.
پ– از بین رفتن وسواس ذهنی
وقتی که یک سری مطالب را پشت سر هم و دنبال هم می خوانید و مجبورید همه آنها را به خاطر بسپارید، ذهن شما وسواس پیدا می کند: “مبادا مطالب قبل را فراموش کنم؟” و در نتیجه به جای آن که به نکات جدید و تازه ای که می خوانید، توجه داشته باشد، به مرور دانسته های قبلی مشغول می شود تا خیالش راحت شود که آن نکات فراموش نشده اند.
نوشتن هر مطلب پس از فراگیری، ذهن شما را آسوده می کند. خیال شما راحت است که این مطلب، جایی نوشته شده و فراموش نمی گردد و این گونه شما با همان تمرکز اولین لحظات، به مطالعه خود ادامه می دهید.
ت– تأکید بر درک و فهم مطلب
توجه داشته باشید که منظور ما از نوشتن این نیست که به کتاب نگاه کنید و رونویسی کنید بلکه می گوییم هرچه را که فرا گرفتید و فهمیدید، به زبان خودتان روی کاغذ بیاورید. حتماً بعد از آن که جمله ای را فهمیدید بنویسید آن هم نه به صورت جملات طولانی و متنی کلی بلکه به صورت اشاره ای و کوتاه و مختصر. مثلاً شما می خوانید: “برای آن که یک دستگاه و یا جسمی به جرم m در حال تعادل قرار گیرد باید دو شرط برقرار باشد. اول آن که برآیند نیروهای وارد بر آن دستگاه یا جسم صفر باشد. دوم آن که گشتاور نیروهای وارد بر جسم یا دستگاه هم صفر باشد.”
اگر شما همین طور در ضمن خواندن، جمله ها را بر روی کاغذ بیاورید، کار مفیدی انجام نداده اید. یعنی عمل نوشتن شما کمکی به آموختن مطلب نمی کند. اما وقتی که مطلب را فرا گرفته باشید و آن را به طور خلاصه و موجز روی کاغذ بیاورید، به روش صحیح یادداشت برداری کرده اید. مثلاً وقتی که مطلب فوق را خوب فهمیده باشید، یادداشت مختصری مانند این، از آن بر می دارید: شرط تعادل این است که مجموع نیروها و مجموع گشتاورها صفر. و یا به زبان گویای خودتان. خودتان را ملزم کنید که پس از درک هر مطلب، چیزی بنویسید. آن وقت نوشته شما تأکیدی است برای آن که آن مطلب کاملاً فهمیده و درک شده است. برای آن که بر مختصر نویسی تأکید بیشتری کرده باشیم، چند مثال دیگر می زنیم. ابتدا شما جمله ای را از کتاب می خوانید و بعد نوشته ای را که یکی از دوستان شما پس از درک آن مطلب، یادداشت کرده است. بسیار عالی است که شما هم برای تمرین، این جملات را به زبان خود و به مختصرترین شکل ممکن یادداشت کنید. “دوران ۲۰ ساله امامت امام رضا (ع) از سال ۱۸۳ هجری آغاز شد و تا سال ۲۰۳ ادامه داشت. “امامت امام رضا (ع): مدت ۲۰ سال، شروع ۱۸۳ پایان ۲۰۳″. در مورد ترکیبهای یونی که فرمول مشابه دارند. یعنی استوکیومتری یا نسبت تعداد یونهای آنها یکسان است، هرچه حاصل ضرب حلالیت، عدد بزرگتری باشد، میزان حلالیت بیشتر است.”
……………
……………
……………
“در صورت تحریک تار عصبی غشا در محل تحریک نسبت به یونهای سدیم، غشا نفوذ پذیر می شود که این باعث دپلاریزه شدن غشا در محل تحریک و ایجاد جریان عصبی می گردد.”
\……………
……………
……………
“هرگاه نقاط وسط اضلاع یک مثلث را به هم وصل کنیم، مثلثی حاصل خواهد شد که با مثلث اول متشابه است و مشخصات آن را دارا می باشد.”
……………
……………
……………
و . . .
ث– تداعی نوشته ها
در آخرین مرحله، به نوشته خود نگاه می کنید و همه چیز را به خاطر می آورید. یادمان هست که این نوشته ها اشاره وار و مختصر بود. قصد شما این است که با بیانی اجمالی تر و ساده تر بین نوشته ها و مطالب کتاب ارتباط برقرار کنید. تلاش شما برای برقرار سازی ارتباط میان نوشته های مختصر و مفاهیم کتاب همان درگیری ذهنی است. همان درگیری ذهنی که برای تمرکز حواس به آن نیاز مبرم داریم. پس حالا با هم یک بار روش مطالعه متمرکز یا به عبارت بهتر مراحل روش مطالعه متمرکز را مرور می کنیم:
- تند خواندن مطالعه اولیه
- سؤال کردن
- نوشتن
- تداعی نوشته ها
که اینها همه به نوعی درگیری ذهنی ایجاد می کنند و ذهن شما را از فکر کردن به موضوعی دیگر و حواس پرتی باز می دارند. شاید اکنون تصور کنید که مطالعه به این شکل خیلی وقت می برد و از روش مطالعه سنتی شما طولانی تر است. اما توجه کنید که شما در این محاسبه، زمان هدر رفته و مطالعه غیر مفید و غیر متمرکز خود را به حساب نیاورده اید. شما در روش سنتی مطالعه، وقت فراوانی را با حواس پرتیهای متنوع و متعدد از دست می دهید. اما در روش جدید مطالعه، هم از تلف شدن “وقت” جلوگیری می کنید و هم لحظه به لحظه با علاقه و تمرکز حواس بیشتری مطالعه می کنید و در نتیجه بهتر یاد می گیرید
منبع :رشد
از اجیل سفره عید
چند پسته لال مانده است
انها که لب گشودند
خورده شدند
انها که لال مانده اند می شکنند
دندان ساز راست می گفت
پسته لال
سکوتش دندان شکن است...
این لحظهها قیامت عظمای چیستند؟
چون آیههای واقعه هستند و نیستند
این لحظهها که بیتو سراسیمه میدوند
ای کاش این دقایق آخر بایستند
یا لااقل برای کسی بازگو کنند
چشمان بیقرارِ که را میگریستند
این چرخ چرخهای مداوم برای کیست؟
تبدار میوزند، مگر شعله زیستند؟
تبدار میوزند، سرآسیمه میدوند
در جستوجوی روشن چشمان کیستند؟
یک روز سرد: جمعه دیگر بدون تو
ای کاش این دقایق بیتو بایستند
به آن دسته از آرایههای ادبی که از تناسب های آوایی و لفظی میان واژه ها پدید میآید میگویند
به تکرار یک واج صامت یا مصوت در یک بیت یا عبارت گفته میشود به گونهای طنین آن در گوش بر جای بماند و باعث پیدایش موسیقی آوایی در آن بخش از سخن شود.
(واج آرایی با تکرار صامت /س/)
مثال:
خیزید و خز آرید که هنگام خزان است باد خنک از جانب خوارزم وزان است.
واج آرایی با تکرار صامتهای /خ/ و /ز/ این دو حرف به زیبایی بیانگر خزان می باشند. قابل ذکر است که واج تکرار شونده می تواند صامت یا :مصوت باشد.برای مثال
:مثال
خوابِ نوشینِ بامدادِ رحیل بازدارد پیاده را زسبیل که همان طور که مشاهده می کنید تکرار مصوت کوتاه «اِ» در این مصراع تکامل بخش موسیقی درونی است.
:مثال
خیال خال تو با خود به خواب خواهم برد که تا زخال تو خاکم شود عبیر آمیز
هر گاه واژههای پایانی دو قرینه کلام در واج آخر مشترک باشند آرایه سجع پدید میآید و آن دو جمله را مسجع میخوانند. معمولاً هر قرینه از یک جمله تشکیل میشود.اما گاهی نیز یک قرینه از دو یا چند جمله کوتاه پدید آمده است. همچنین در اغلب نمونههای نثر مسجع واژههای .پایانی دو جمله در بیش از یک حرف مشترکند و در واقع هم قافیه میباشند
هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون بر میآید مفرح ذات - سجع در بین حیات و ذات است
هر گاه اجرای دو بخش از یک بیت یا عبارت، نظیر به نظیر، هم وزن و در حرف آخر مشترک باشند
آرایه جناس را باید به دو نوع اصلی تقسیم کرد.
.هر گاه واژهای دو بار در یک بیت یا عبارت به کار رود و هر بار معنایی متفاوت از آن برداشت شود
خرامان بشد سوی آب روان چنان چون شده باز یابد روان
(روان در مصراع نخست به معنی جاری و درمصراع دوم به معنی جان و روح است)
.هر گاه دو واژه در یکی از موارد آوایی زیر با هم اختلافی جزیی داشته باشند و در یک بیت یا عبارت به کار روند
که انواع آن جناس ناقص، جناس زاید، جناس مذیّل، جناس مرکّب، جناس مفروق، جناس مقرون، جناس متشابه، جناس مطرّف، جناس خط، .جناس لفظ و جناس مکرّر هستند که در مرور زمان به دلیل تقسیم بندی زیاد در حال کنار گذاشته شدن هستند
.یک واژه،یک حرف، بیش از دیگری دارد
به آن دسته از آرایههایی که بر پایه تناسب های معنایی واژهها شکل میگیرند آرایه معنوی گویند.
آوردن دو یا چند واژه در یک بیت یا عبارت که در خارج از آن بیت یا عبارت نیز رابطهای آشنا و خاص میان آنها برقرار باشد.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
(ابر و باد و مه و خورشید و فلک همگی جز عناصر و پدیدههای طبیعت هستند.)
هر گاه دو واژه با معنای متضاد در یک بیت یا عبارت به کار رود آرایه تضاد پدید میآید.
در نومیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است
هر گاه دو مفهوم متضاد رابه هم نسبت دهیم یا آن دو را در یک چیز جمع کنیم آرایه متناقضنما شکل میگیردو معمولاً معنایی عمیق و پر مغز در پس آن نهفته است جامهاش شولای عریانی است (عریانی به شولا نسبت داده شده اما شولا نوعی جامه است و ضد عریانی)
هر گاه در یک بیت یا عبارت بین دو مورد (مثل «الف» و «ب»)رابطهای برقرار کنیم و مثلاً بگوییم«الف»، «ب» است یا «الف»، «ب» را آورد و آن را در بخش دیگری از همان بیت یا عبارت بین آن در مورد همان رابطه را برقرار کرده اما جای ان دو را با هم عوض کنیم آرایه عکس شکل .میگیرد
بهرام که گور میگرفتی همه عمر دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
هر گاه دو یا چند جزء از کلام بدون توضیحی در پی هم بیایند (لف) و آن گاه توضیحات مربوط به هر یک در پی هم آورده شوند (نشر)آرایه لف و نشر شکل میگیرند.
افروختن و سوختن و جامه دریدن پروانه زمن، شمع زمن، گل زمن آموخت
(پروانه از من سوختن را، شمع از من افروختن را و گل از من جامه دریدن را آموخت)
هر گاه با شنیدن بیت یه عبارتی به یاد داستان و افسانه، رویدادی تاریخی و مذهبی یا آیه و حدیثی بیفتیم، بدون آنکه آن موضوع مستقیماً .تعریف شده باشد، آن بیت یا عبارت دارای آرایه تلمیح است
پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم
(اشاره به داستان حضرت آدم و رانده شدن او به خاطر خوردن گندم)
.هر گاه شاعر یا نویسندهای، بخشی از نوشته فردی دیگر را در میان اثر خود جای دهد، آن شعر یا نوشته راتضمین نموده است
چه خوش گفت فردوسی پاک زاد که رحمت برآن تربت پاک باد
میازار موری که دانه کش است که جان داردو جان شیرین خوش است
. این دو بیت بخشی از بوستان سعدی است و سعدی بیتی معروف از فردوسی را در میان شعر خود عیناً نقل کرده است
هنگامی که شاعر یا نویسنده، صفتی را در فرد یا پدیدهای آنچنان برجسته نشان دهد که در عالم واقع امکان دستیابی به آن صفت در آن حد و اندازه وجود نداشته باشد، آرایه اغراق آفریده میشود. البته این ادعای غیر ممکن باید به گونهای بیان شده باشد که باعث افزایش گیرایی سخن .گردد وشعار گونه وغیر واقعی جلوه نکند
بخواهد هم از تو پدر کین من چو بیند که خشت است بالین من
(اغراق در ممکن نبودن رهایی از انتقام پدر)
هر گاه شاعر و نویسنده برای موضوعی، دلیلی غیر واقعی وتخیلی، اما دلپذیر و قانع کننده ارایه دهد به حسن تعلیل دست مییابد.
تا چشم بشر نبیندت روی بنهفته به ابر چهر دلبند
(.شاعر علت ابر پوش بودن قله دماوند را برای ندیدن او بیان کرده است)



یکی از پادشاهان عمرش به سر آمد و دار فانی را بدرود گفت و به سوی عالم باقی شتافت چون وارث و جانشینی نداشت وصیت کرد.بامداد نخستین روز پس از مرگش اولین کسی که از دروازه ی شهر در آید تاج شاهی را بر سر وی نهند و کلیه ی اختیارات مملکت را به او واگذار کنند.ا
اتفاقا فردای آن روز؛اولین فردی که وارد شهر شد گدائی بود که در همه ی عمر مقداری پول اندوخته و لباسی کهنه و پاره که وصله بر وصله بود به تن داشت.
ارکان دولت و بزرگان وصیت شاه را به جای آوردند و کلیه خزائن و گنجینه ها به او تقدیم داشتند و او را از خاک مذلت بر داشتند و به تخت عزت و قدرت نشاندند.پس از مدتی که درویش به مملکتداری مشغول بود.به تدریج بعضی از امرای دولت سر از اطاعت و فرمانبرداری وی پیچیدند و پادشاهان ممالک همسایه نیز از هر طرف به کشور او تاختند.درویش به مقاومت برخاست و چون دشمنان تعدادشان زیادتر و قوی تر بود به ناچار شکست خورد و بعضی از نواحی و برخی از شهرها از دست وی بدر رفت. درویش از این جهت خسته خاطر و آرزده دل گشت.
در این هنگام یکی از دوستان سابقش که در حال درویشی رفیق سیر و سفر او بود به آن شهر وارد شد و یار جانی و برادر ایمانی خود را در چنان مقام و مرتبه دید به نزدش شتافت و پس از ادای احترام و تبریک و درود و سلام گفت ای رفیق شفیق شکر خدای را که گلت از خار برآمد و خار از پایت بدر آمد.بخت بلندت یاوری کرد و اقبال و سعادت رهبری؛تا بدین پایه رسیدی!
درویش پادشاه شده گفت:ای یار عزیز در عوض تبریک؛تسلیت گوی آن دم که تو دیدی غم نانی داشتم و امروز تشویش جهانی!
رنج خاطر و غم و غصه ام امروز در این مقام و مرتبه صدها برابر آن زمان و دورانی است که به اتفاق به گدائی مشغول بودیم و روزگار می گذراندیم!
منبع: کتاب داستان های شیرین ایرانی
دوازده بند محتشم کاشانى:
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
بند اول
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بى نفح صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع مىکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامى ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
درباره گاه قدس که جاى ملال نیست
سرهاى قدسیان همه بر زانوى غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه مىکنند
گویا عزاى اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین نور مشرقین
پرورده کنار رسول خدا حسین
بند دوم
کشتى شکست خورده طوفان کربلا
در خاک و خون طبیده میدان کربلا
گر چشم روزگار برو زار مىگریست
خون مىگذشت از سر ایوان کربلا
نگرفت دست دهر گلابى بغیر اشک
ز آن گل که شد شگفته به بستان کربلا
از آب هم مضایقه کردند کوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب و میمکید
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا
زان تشنگان هنوز بعیوق مىرسد
فریاد العطش ز بیابان کربلا
آه از دمى که لشکر اعداد نکرد شرم
کردند رو بخیمه سلطان کربلا
آندم فلک بر آتش غیرت سپند شد
کز خوف خصم در حرم افغان بلند شد
بند سوم
کاش آنزمان سرادق گردون نگون شدى
وین خر گه بلند ستون بى ستون شدى
کاش آنزمان درآمدى از کوه تا بکوه
سیل سیه که روى زمین قیر کون شدى
کاش آنزمان ز آه جهان سوز اهلبیت
یک شعله برق خرمن گردون دون شدى
کاش آنزمان که این حرکت کرد آسمان
سیماب وار گوى زمین بى سکون شدى
کاش آنزمان که پیکر او شد درون خاک
جان جهانیان همه از تن برون شدى
کاش آنزمان که کشتى آل نبى شکست
عالم تمام غرقه دریاى خون شدى
آن انتقام گرنفتادى بروز حشر
با این عمل معامله دهر چون شدى
آل نبى چو دست تظلم برآورند
ارکان عرش را به تلاطم درآورند
بند چهارم
برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند
اول صلا بسلسله انبیا زدند
نوبت با ولیا چو رسید آسمان طپید
زان ضربتى که بر سر شیر خدا زدند
آن در که جبرئیل امین بود خادمش
اهل ستم به پهلوى خیرالنسا زدند
بس آتشى ز اخگر الماس ریزهها
افروختند و در حسن مجتبى زدند
وانگه سرادقى که ملک محرمش نبود
کندند از مدینه و در کربلا زدند
و ز تیشه ستیزه در آن دشت کوفیان
بس نخلها ز گلش آل عبا زدند
پس ضربتى کزان جگر مصطفى درید
برحلق تشنه خلف مرتضى زدند
اهل حرم دریده گریبان گشوده مو
فریاد بر در حرم کبریا زدند
روح الامین نهاده بزانو سر حجاب
تاریک شد زدیدن آن چشم آفتاب
بند پنجم
چون خون ز حلق تشنه او بر زمین رسید
جوش از زمین بذروه عرش برین رسید
نزدیک شد که خانه ایمان شود خراب
از بس شکستها که بارکان دین رسید
نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
طوفان به آسمان زغبار زمین رسید
باد آن غبار چون بمزار نبى رساند
گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید
یکباره جامه درخم گردون به نیل زد
چون این خبر بعیسى گردون نشین رسید
پر شد فلک زغلغله چون نوبت خروش
از انبیا بحضرت روح الامین رسید
کرد این خیال و هم غلط کارکان غبار
تا دامن جلال جهان آفرین رسید
هست از ملال گرچه برى ذات ذوالجلال
او در دلست و هیچ دلى نیست بیملال
بند ششم
ترسم اجزاى قاتل او چون رقم زنند
یکباره بر جریده رحمت قلم زنند
ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر
دارند شرم کز گنه خلق دم زنند
دست عتاب حق بدر آید ز آستین
چون اهلبیت دست در اهل ستم زنند
آه از دمى که با کفن خون چکان ز خاک
آل على چو شعله آتش علم زنند
فریاد از آن زمان که جوانان اهلبیت
گلگون کفن بعرصه محشر قدم زنند
جمعى که زد بهم صفشان شور کربلا
در حشر صف زنان صف محشر بهم زنند
از صاحب حرم چه توقع کنند باز
آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند
پس برسنان کنند سریرا که جبرئیل
شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل
بند هفتم
روزى که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سر برهنه بر آمد ز کوهسار
موجى بجنبش آمد و برخاست کوه کوه
ابرى ببارش آمد و بگریست زار زار
گفتى تمام زلزله شد خاک مطمئن
گفتى فتاد از حرکت چرخ بیقرار
عرش آنزمان بلرزه در آمد که چرخ پیر
افتاد در گمان که قیامت شد آشکار
آن خیمهاى که گیسوى حورش طناب بود
شد سرنگون زباد مخالف حباب وار
جمعى که پاس محملشان داشت جبرئیل
گشتند بى عمارى محمل شتر سوار
با آنکه سر زد آن عمل از امت نبى
روح الامین زروح نبى گشت شرمسار
و انگه ز کوفه خیل الم روبشام کرد
نوعیکه عقل گفت قیامت قیام کرد
بند هشتم
بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد
شور و نشور واهمه را در گمان فتاد
هم بانگ نوحه غلغله در شش جهة فکند
هم گریه بر ملایک هفت آسمان فتاد
هر جا که بود آهوئى از دشت پا کشید
هر جا که بود طایرى از آشیان فتاد
شد وحشتى که شور قیامت بباد رفت
چون چشم اهلبیت بر آن کشتگان فتاد
هر چند بر تن شهدا چشم کار کرد
بر زخمهاى کارى تیغ و سنان فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
بر پیکر شریف امام زمان فتاد
بى اختیار نعره هذا حسین زو
سر زد چنانکه آتش از و در جهان فتاد
پس با زبان پر گله آن بضعة الرسول
رو در مدینه کرد که یا ایها الرسول
بند نهم
این کشته فتاده بهامون حسین تست
وین صید دست و پا زده در خون حسین تست
این نخلتر کز آتش جان سوزتشنگى
دود از زمین رسانده بگردون حسین تست
این ماهى فتاده بدریاى خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین تست
این غرقه محیط شهادت که روى دشت
از موج خون او شده گلگون حسین تست
این خشک لب فتاده دور از لب فرات
کز خون او زمین شده جیحون حسین تست
این شاه کم سپاه که با خیل اشگ و آه
خرگاه زین جهان زده بیرون حسین تست
این قالب طپان که چنین مانده بر زمین
شاه شهید ناشده مدفون حسین تست
چون روى در بقیع بزهرا خطاب کرد
وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد
بند دهم
کاى مونس شکسته دلان حال ما ببین
ما را غریب و بیکس و بى آشنا ببین
اولاد خویش را که شفیعان محشرند
در ورطه عقوبت اهل جفا ببین
در خلدبر حجاب دو کون آستین فشان
و اندر جهان معصیبت ما بر ملا ببین
نى نى ورا چو ابر خروشان به کربلا
طغیان سیل فتنه و موج بلا ببین
تنهاى گشتگان همه در خاک و خون نگر
سرهاى سروران همه بر نیزهها ببین
آن سر که بود بر سر دوش نبى مدام
یک نیزهاش زدوش مخالف جدا ببین
آن تن که بود پرورشش در کنار تو
غلطان بخاک معرکه کربلا ببین
یا بضعة الرسول ز ابن زیاد داد
کو خاک اهلبیت رسالت بباد داد
بند یازدهم
خاموش محتشم که دل سنگ آب شد
بنیاد صبر و خانه طاقت خراب شد
خاموش محتشم که از ین حرف سوزناک
مرغ هوا و ماهى دریا کباب شد
خاموش محتشم که از ین شعر خونچکان
در دیده اشگ مستمعان خون ناب شد
خاموش محتشم که از ین نظم گریه خیز
روى زمین با شگ جگرگون کباب شد
خاموش محتشم که فلک بسگه خون گریست
دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد
خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب
از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد
خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین
جبریل را زروى پیمبر حجاب شد
تا چرخ سفله بود خطائى چنین نکرد
بر هیچ آفریده جفائى چنین نکرد
بند دوازدهم
اى چرخ غافلى که چه بیداد کردهاى
وزکین چهها در ین ستم آباد کردهاى
پر طعنت ابن بس است که با عترت رسول
بیداد کرده خصم و تو امداد کردهاى
اى زاده زیاد نکرده است هیچ گه
نمرود این عمل که تو شداد کردهاى
کام یزید دادهاى از کشتن حسین
بنگر که را به قتل که دلشاد کردهاى
بهر خسى که بار درخت شقا و تست
در باغ دین چه با گل و شمشاد کردهاى
با دشمنان دین نتوان کرد آنچه تو
با مصطفى و حیدر و اولاد کردهاى
حلقى که سوره لعل لب خود نبى برآن
آزردهاش به خنجر بیداد کردهاى
ترسم تو را دمى که به محشر برآورند
از آتش تو رود به محشر درآورند
دیوان محتشم کاشانى، ص 285 - 280.