زندگی

سه چیز در زندگی هست که وقتی رفت.. دیگر قابل بازگشت نیست

سخن...موقعیت...زمان

 سه چیز در زندگی هست که باعث میشه تو شخص بزرگی بشوی

 سختکوشی..صداقت...موفقیت

سه چیز در زندگی هست که شخصیت انسان را از بین میبرد

 حرص...غرور..خشم

 سه چیز در زندگی هست که هیچ زمان نباید از دست داد

 آرامش...امید...شرافت

 

  
نویسنده : فهیم بخشی و سوسن ملايی ; ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها :


مشاهیر بیرجند

حبیب الله ناصح

در سال 1312 در خوسف متولد شد ، تحصیلات ابتدائى را در خوسف و تحصیلات متوسطه را در بیرجند گذرانید ودر سال 1331 ، به استخدام رسمى آموزش و پرورش بیرجند در آمد . وى چند سالى نیز با روابط عمومى ذوب آهن اصفهان همکارى داشته ودر سال 1359 به افتخار بازنشستگى نائل آمده است . ناصح اگرچه فعالیت ادبى خودرا کمى دیر آغاز کرد ، اما به مدد استعداد سرشارش توانسته است این تاخیر را جبران کند. حاصل کار ادبى او دفتر شعرى در حدود 6000 بیت مى‏باشد . اشعار زیادى نیز در نشریه ذوب آهن اصفهان درج نموده است . ذیلاً دو غزل از دیوان شعر ناصح آورده مى‏شود:

 

حلقه شوق

خوش بود گر که به هر صبح صفائى بکنیم

دست خـود ســوى خدا برده دعائى بکنیم

خـاک درگـاه ورا سـرمـه هر دیـده کـنیم

شـاید از مـرحـمتش دفـع بلائـى بکـنیم

بـردرش دسـت تـمنا بـه گشائـیم و دمى

بـر سـر از سـایه او فـّر همـایى بکــنیم

درد این دل نشـــود رفـع مگـر آنـکه ورا

به شفـا خانـه او بـرده دوائــى بکـــنیم

با جلایــش بـزدایــیم ز دل ، هـر زنـگار

مـى جـان را بـه بـرش برده طلائى بکنیم

حلقــه شــوق بکـــوبیم در خانه دوست

بردر خــانه جــانانه صــدائــى بکنــیم

مـاگــداى در اویــیم بجــوییــــم اورا

تـا کــه از درگــه او کسـب غنایى بکنیم

از خـرد بهــره بگــیریم و به تقوى گرویم

تا مبـــادا ز ره خــبط خـــطائــى بکنیم

هر سحـرگه به سپاسش بنشینیم و به شوق

از صـمیـم دل خـــود، ذکـر ثنائــى بکنیم

ناصح این گفت که فانى شود این خانه تو را

مـگــر از درگــه او ، کسـب بقائـى بکنیم

 

آتش عشق

آتشــى از عشـق آن جانانه بر جان منست

چهـــره زردم، نشـــان درد پنهان منست

طایرى هستم گرفتار و اســیر جسم خویش

این قفس،هرگز بهشتم نیست زندان منست

همچنـان یعقـوب دارم انتـظار روى دوست

درد مـن، دورى ز روى مـاه کنعـان مـنست

عاشقــى سرگشتــه‏ام پویا به وادى طلـب

موج قلــزم ، آیت حال پریشــــان منست

روز من شامســت و شامم تارتر از موى یار

هر که بیند روى من، ماتست و حیران منست

یک تبـــسم از لب لعلــــش مرا آب حیات

یک نظــر زان مـه لـقا، داروى درمان منست

هر نسیمى کاید ازکویش به جسمم زندگیست

هر دَمِ همچون مسیحایش به تن جان منست

آتـش عشقــش بســوزد جمله تار و پود من

هـر دمــم زین سـینه، دود قلب بریان منست

مـرغ شاهــین دیــده‏ام تا از بلیّـــت وارهم

بهتـــرین مأمــن مرا، درگاه یــزدان منست

پرکشیـــدن بر فــضا و آرمیدن پیش دوست

آرمـــان این دل، رنجـــور و پژمــان منست

یک دو روزى بگـــذرد گـــیرد اجل دامان من

صبــح بهـــروزى مـن، دیــدار جانان منست

من ز مردن باک کى دارم که مقصد کوى اوست

جاودانــه هســتى مـن ، بعد فقــدان منسـت

"ناصحا "باید بگیرى صبح و شب دامان دوست

در ولاى دوست مردن، ســهل و آسـان منست

  
نویسنده : فهیم بخشی و سوسن ملايی ; ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها :


آدرس انجمن بیرجندیهای مقیم تهران

آدرس انجمن بیرجندیهای مقیم تهران

 

انجمن بیرجندی ها یک شنبه اول هرماه در تهران جلسه دارد و ادرس محل تشکیل جلسات  :

تهران نرسیده به پل سید خندان جنب ساختمان مخابرات باشگاه پیام می باشد .

 تلفن دبیر انجمن اقای دکتر لطفی 66464693

نشانی دفتر هیات مدیره :

تهران تقاطع انقلاب به حافظ پل کالج روبروی کوچه دبیرستان البرز جنب صرافی پلاک 2 طبقه سوم واحد 7 جناب اقای دکترلطفی

  
نویسنده : فهیم بخشی و سوسن ملايی ; ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها :


سخن ناب

در نگاه کسانی پرواز کن؛

 

که برای دیده شدن!


 مجبور به فرود نباشی.

  
نویسنده : فهیم بخشی و سوسن ملايی ; ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها :


غباری در بیابانی

غباری در بیابانی

رهی معیری

نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی
نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی
نه جان بی نصیبم را پیامی از دلارامی
 نه شام بی فروغم را نشانی از سحرگاهی
نیابد محفلم گرمی نه از شمعی نه از جمعی
ندارم خاطرم الفت نه با مهری نه با ماهی
بدیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی
به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی
کیم من ؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان
نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی
گهی افتان و حیران چون نگاهی بر نظر گاهی
رهی تا چند سوزم در دل شبها چو کوکبها
باقبال شرر تازم که دارد عمر کوتاهی

  
نویسنده : فهیم بخشی و سوسن ملايی ; ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها :


استاد سعید عندلیب

استاد سعید عندلیب بیرجندی

  در سال 1334 در شهر بیرجند در خانواده‏اى روحانى متولد شد پس از اتمام تحصیلات ابتدائى ومتوسطه در سال 1357 در رشته زبان وادبیات فارسى از دانشگاه تهران به اخذ درجه لیسانس نائل آمد.وى در سال 1358 به سمت دبیر ادبیات آموزش و پرورش بیرجند استخدام شد و ضمن خدمت، دوره کارشناسى ارشد ادبیات فارسى را به پایان برد. عندلیب در احیاى فرهنگ بیرجند  سعى و تلاش خود را در سرودن شعر به لهجه محلى مصروف داشته 

استاد عندلیب  سبک ها و قالب‏هاى مختلف شعرى را تجربه کرده است.

 

 

 یکی از اشعار استاد:

 

اقلیم اخلاص است و نامش بیرجند است

 در ناى دل، صد نغمه ناساز دارم

بااهل معنا، صدهزاران راز دارم

 با قمریان پیغام سروناز دارم

مرغ قفس را، قصه از پرواز دارم

 در درج دل، صد گوهر ناسفته دارم

بااهل دل، صد صحبت ناگفته دارم

 از شهر دل باعاشقان، صد قصه دارم

باعاشقان جانفشان، صد قصه دارم

 از شهرخوبم، قصه‏هاى ناب دارم

صد قصه روشن‏تر از، مهتاب دارم

 شهرم، بهشت خرم قلب کویر است

شهرم،دیار مردمى، روشن ضمیراست

 این سرزمین، مردان پاک اندیشه دارد

خلقِ مسلمانِ قناعت پیشه دارد

 شهرم، جوانمردان صاف وساده دارد

شهرم، دلاور مردمى آزاده دارد

 فرهنگ شهرم، قدمتى دیرینه دارد

صد گوهر فرهیخته، درسینه دارد

 شهرم زحکمت چشمه‏اى سرشار دارد

عرفان شهرم ریشه در اعصار دارد

 شهرم حکیمانى نزارى وار دارد

وارستگانى برتر از عطار دارد

 شهرم چوفرزان مردمى فرزانه دارد

چون آیتى صد گوهر یکدانه دارد

 شهرم محمد باقر گازار دارد

ابن حسام خوسفى بسیار دارد

 شهرم سخندانان بى‏اندازه دارد

شهرم ادیبان بلند آوازه دارد

 شهرم دبیرستان عِلم وحِلم و تقواست

دانشسراى همت عبدالعلى هاست

 عبدالعلى نجم نجوم کشور ماست

اوافتخار مردم دانشور ماست

 صد مرددانشمند و دانا دارد این شهر

مرحوم دکتر آیتى‏ها دارد این شهر

 شهرم ز دانش گلشنى آباد دارد

چونان سعیدى عالِم نوزاد دارد

 شهرم تهامى‏ها به دامان پرورانده‏ست

چون هادوى مردان ایمان پرورانده‏ست

 شهرم هزاران گلستان عشق دارد

صد عندلیب نغمه خوان عشق دارد

 شهرم بهارستان سرسبز معانیست

سرچشمه جوشان آب زندگانیست

 شهرم بلنداى غرور باغران است

شعر بلند کوه طور باغران است

 شهرم بهاران نجیب آرزوهاست

درگلشن جان، عندلیب آرزوهاست

 عطر بهاران از شمیم بیرجند است

تفسیر رضوان، در نسیم بیرجند است

 شهرم بهشت خرم صاحبدلان است

بستان عناب وزرشک وزعفران است

 سیماى شهرم بوستان سرو و کاج است

برفرق عالم شهر من زیبنده تاج است

 تاجى که گوهرهاى آن آزادگانند

برتر زگوهرهاى تاج آسمانند

 زیبارخان شهر من زیباترینند

زیباتراز حوران فردوس برینند

 حوران پیروزه قباى سبزه طارم

آیینه‏دار سبزه رویان دیارم

 شهرم مجاور باامام هشتم ماست

او مردم امید چشم مردم ماست

 هرکس اقامتگاه اواین سرزمین است

او درپناه پیشواى هشتمین است

 در طول دوران شهرمن بس‏رنج‏دیده‏ست

از چرخ خلقم رابسى تلخى رسیده‏است

 از بس که برمردان مابیدادرفته ست

تاعرش رب ازخلق من فریاد رفته ست

 مردان شهرم‏راکسى حامى نبوده ست

اقبال شهرم غیرناکامى نبوده‏ست

 مردان شهرم مردمانى بردبارند

باجام غمهاى دل خود مى‏گسارند

 باآنکه از غم، دیده چون یعقوب دارند

برجور گردون صبر چون ایوب دارند

 در استقامت شهر من ورد زبانست

پرورده دامان کوه باغران است

 من این گرامى خاک خود را دوست دارم

این سرزمین پاک خود رادوست دارم

 باآنکه درشهرم‏به من‏سختى‏رسیده‏ست

برمن بسى سختى و بدبختى رسیده‏ست

 باآنکه بر دل نقش رنج و درد دارم

صد داغ غم از گیتى نامرد دارم

 باآنکه صد راز نهان در سینه دارم

دردفتر دل غصه‏اى دیرینه دارم

 باآنکه بى مهرى فراوان دیده‏ام من

رنگ و ریا از این و ازآن دیده‏ام من

 این سرزمین و آب و گل رادوست دارم

آزادگان شهر دل را دوست دارم

                           » سعید عندلیب «

  

  
نویسنده : فهیم بخشی و سوسن ملايی ; ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۸


روابط معلم و دانش آموز

روابط معلم و دانش آموز

روابط معلم ودانش آموز

 این مطلب رو در وبلاگ استاد محترم سرکار خانم فریده فلاح خوندم حیفم اومد

استفاده نکنم و شما نخونید.

سه داستان کوتاه ، برگرفته از کتاب « روابط معلم و دانش آموز » ، نوشته ی « هایم گینات » ترجمه ی «سیاوش سرتیپی» و انتشارات فاخته .

 باشد که موجب رضایت شما عزیزان قرار بگیرد.

 

 

1- خوبی های زندگی را نمی توان با کتک یاد داد.

 

 

داستان زیر پندی ساده اما جامع دارد: مهربانی را فقط با مهربانی می توان یاد داد. اندی ، دانش آموز 8 ساله ، کتک خور و مظلوم کلاس بود. بچه ها دسته جمعی به او حمله می کردند و فحشش می دادند. سر چماق و شرور این دسته « جی» ؛ دانش آموز 9 ساله بود. وقتی خانم معلم از این رفتار آنها با خبر شد ؛ پاک از کوره در رفت . نخستین انگیزه ناگهانی خانم معلم این بود که او را شدیداً تنبیه کند تا « جناب جی » حالا که ضربتی زده است ضربتی هم نوش کند. اما خانم معلم از انجام این کار خود داری کرد . با خود گفت : نمی خواهم وحشی گری بیشتری نشان بدهم . او نیاز ندارد دوباره حس کند این جا جنگل است. چیزی که به آن نیاز دارد ، این است که ببیند تمدن چیست . خانم معلم برای پرهیز از بحث ومشاجره و به منظور این که تأثیر پایدار تری بر دانش آموز بگذارد ، عوض آن که رودر رو با « جی» صحبت کند ، نامه ای بدین مضمون  به او  نوشت :

 

جی عزیز

 

مادر اندی به من گفته است که پسرش امسال بسیار غمگین بوده . نسبت دادن صفات زشت به او و کنار گذاشتنش از جمع کلاس باعث اندوه و تنهاییش شده است. این مسئله موجب نگرانی من است . چون بالاخره هر چه باشد تو در کلاست یک رهبر محسوب می شوی، پس مناسب دیدم که این مسئله را به تو توصیه کنم. تو توانایی آن را داری که با درد مندان و رنج دیدگان همدردی کنی و من برای این توانایی تو ارزش قائلم . خواهشمندم پیشنهاد هایت را در نامه ای برایم بنویس تا ببینیم چطور می شود به اندی کمک کرد.

                                                               موفق باشی «معلمت»

 

 

« جی » هرگز پاسخ کتبی به این نامه ی خانم معلم نداد ، اما حملاتش به اندی قطع شد.

خانم معلم « جی » به این خاطر موفق شد که توانست در برابر وسوسه ی سرزنش و تنبیه مقاومت کند. او می دانست که خوبی های زندگی را نمی توان با سیلی یا لگد به دانش آموز فهماند. عشق و محبت را فقط با عشق و محبت می توان یاد داد و شفقت و غمگساری را تنها با شفقت و غمگساری. درخواست خانم معلم از روی آگاهی در لفافه ی کلمات بیان شد و با کلماتی که نشانگرتوجه و نگرانی او بودند. در این درخواست از انتقاد پرهیز شد . تمرکز فقط بر راه حلها بود.صحبت خانم معلم با دل « جی » بود، با غرور او ؛ او هم پاسخ مفید و سودمندی داد.

 


2 - نامه ی خشم آلود

 

جین ( jean) ، دانش اموز سیزده ساله ، در حالی که از دست آقا معلم عصبانی بود، از بد دهنی و امر و نهی کردنهای معلمش گله مند بود. می خواست به کلاسی دیگر انتقالش بدهند. مادر از او خواست که شکایتش را بنویسد. جین شرح حالش را در نامه ای نوشت و به دست مادرش داد. نامه را خطاب به معلم نوشته بود:

 

به معلمم ، آن ظالم ستمگر

 

دلم می خواهد بدانید که شما یکی از علل اصلی رفتن من از این کلاس هستید. دلم به حال کسی که شما درسش داده اید می سوزد. ای کاش یکی مثل خودتان معلمتان می شد. لایق هم بودید. شما خودخواهید ، ملاحظه ی کسی را نمی کنید، و غرورتان پوچ و تو خالی است. هیچ وقت چیز خوب و محترمانه ای به من نمی گویید. همیشه بدجنس و بدرفتارید. فقط بلدید بگویید « خفه شو ، زر نزن ، بیشعور . »

البته نمی توانید به من کاری داشته باشید ، چون خوشبختانه ، من یکی تحت نفوذ و سلطه ی حضرت عالی نیستم. اگر بودم که الان زیر خاک خوابیده بودم.

شما تنها شخصی هستید که من از او متنفرم ، تازه اگر لایق آن باشید که شخص خطابتان کنند.

 

                                                با تقدیم کینه و نفرتی که در دل دارم

                                                                یکی از شاگردان سابق

 

مادر این نامه را با صدای بلند ، شمرده ، و آهسته خواند. جین به دقت گوش داد. نامه براستی بیانگر احساسات او بود. کیف می کرد وقتی کلماتش را از زبان مادرش می شنید. نتیجتاً ، از شدت عصبانیتش کاسته شد، و نامه هرگز پست نشد. مادر به داد او رسیده بود.

 

 

 


3 - بر چسب زدن بر دانش آموز ناتوانش می کند

 

سیمون ، دانش آموز چهارده ساله ، دیر کرده بود. آقا معلم گفت: « این دفعه چه عذر و بهانه ای داری؟ » سیمون ماجرایش را تعریف کرد. آقا معلم جواب داد : « از این حرفهات یک کلمه اش را هم باور نمی کنم. من می دانم تو چرا دیر کردی : آنقدر تنبل تشریف داری  که نمی توانی به موقع بلند شوی. برادرت هنوز یادم هست ؛ او هم مبتلا به تنبلی مادرزادی بود. اگر خودت را جمع و جور نکنی ، خوب می دانی که آخر و عاقبتت چه خواهد شد. »

این معلم ، در عرض یک دقیقه ، توانست چند اصل تربیت مؤثر را نقض کند. او مثل یک پزشک دست به تشخیص بیماری زد؛ بر دانش آموز بر چسب زد، و مایه خجالت یک نفر در میان جمع شد. این آقا معلم به آن دانش اموز و خانواده اش توهین کرد ، هشدارهای محنت انگیزی به او داد و سرنوشت شومی را برای او پیش بینی کرد.

توصیه : وقتی با دانش آموز روبرو هستید ، کاشف بیماریها نباشید و پیش بینی نکنید که عاقبت آن بیمار چه خواهد شد. کاری به کار پیشینه ی دانش آموز و خانواده اش نداشته باشید و در این باره از وسوسه ی کاوش بپرهیزید. تشخیص بیماری در دانش آموز خطرناک است. بر چسب زدن بر دانش آموز ناتوانش می کرد. سعی در تشخیص بیماری چه بسا تبدیل به بیماری بشود. اغلب مواقع ، دانش آموز در زندگی خویش از پیشگویی معلمش تبعیت می کند و همان می شود که او گفته است.

اگر دانش آموز دیر به مدرسه رسید ، معلم می تواند احساسات  و انتظارات خود را چنین بیان کند : « من دوست ندارم وسط درس کارم را قطع کنم و دوباره شروع کنم. این قطع شدن ها آزار دهنده است.»

در تربیت هیچ جایی برای جملات متداول و بی شماری که در آنها بیماری تشخیص داده می شود و آینده ی آن هم پیش بینی می شود ، وجود ندارد.

 

« عجب بچه ننه ای هستی ؛ خرده شیشه داری ؛ خیالبافی ، آخ »

« تو خیلی بی مسئولیتی ، غیر قابل اعتمادی ، آدم بشو نیستی ، آخ »

« تو کشته مرده ی توجهی ، دنبال دردسری ، دنبال همدردی هستی ، آخ »

« چطوری دهاتی ، بچه نفهم ، به به نابغه ی قرن ...»

« شما همه اتان مردم آزارید ، نفهمید ، کله پوکید ... »

« عاقبتتان گدایی است ، زندان است ، اداره ی آگاهی است ، ...»

« تو ننگ مدرسه ای ، ننگ خانواده ای ، ننگ کشوری ، آلخ...»

 

معلم اگر اصل « بر چسب زدن ممنوع » را کاملاً دریابد و به کار ببندد ، بیشتر مفید خواهد بود ، حتی در لحظات  پر دردسر.

فیل ، دانش آموز دهساله ، از بی دقتی روی تخته سیاه سیّار افتاد و آن را انداخت . وحشتزده شد و همانجا خشکش زد. آقا معلم در چنین موقعیتهایی معمولاً می گفت: « تو چته پسر ؟ خیلی دست و پا چلفتی هستی . چرا اینقدر بی دقتی؟ خب، حالا چرا مثل آدم منگ وایستادی ؟ منتظر چی هستی؟»

امّا این بار، پاسخ معلم طور دیگری بود. از این حکم درون خویش پیروی کرد که « درباره ی موقعیت پیش آمده حرف بزن. به شخص برچسب نزن.» گفت: « این تخته سیاههای سیّار هم عجب دردسری اند. دست که بهشان می زنی می افتند. ببینم ، کمک می خواهی ؟ ». فیل از این پاسخ غیر مترقبه ی معلم تعجب کرد. تخته سیاه را از زمین بلند کرد ، گچ را برداشت ، و آنجا را که به هم ریخته بودجمع کرد. چشمانش گواهی می داد که چقدر از معلم یاریگرش ممنون است.

یک معلم فهمیده همان طور با دانش آموزانش صحبت می کند که در خانه با مهمانانش . اگر مهمانش ، خانم اسمیت ، موقع رفتن چترش را جا بگذارد ، آقا معلم به دنبالش نمی دود و داد نمی زند: « گیج علی | هر بار که به خانه ی من مهمان می آیی چیزی یادت می رود. خلاصه حتماً باید چیزی رو جا بگذاری. حتماً اگر آن سرت به تنت بند نبود ، آن را هم فراموش می کردی. دلم می خواهد زنده باشم و آن روز را ببینم که مسئولیت حفظ وسایلت را فراموش نمی کنی. من که برده و بنده ی سرکار نیستم دنبالت راه بیفتم و وسایلت را جمع کنم.»

آقا معلم احتمالاً می گفت: « خانم اسمیت ، چترتان لطفاً.» با این حال ، همان معلم معمولاً احساس می کند که ناچار است وقتی دانش آموز کتاب و غذا و عینکش را فراموش می کند ، از او انتقاد کند.

مثالی دیگر :

اگر آقای براون ، مهمان آقا معلم ، روی مبل اتاق پذبرایی دراز می کشید و کفشهایش را هم از پایش در نمی آورد ، آقا معلم نمی گفت : « تو مگر دیوانه ای ؟ چطور جرأت می کنی که آن کفشهای کثیفت را روی مبل تمیز من بگذاری . تو می زنی همه چیز این خانه را داغون می کنی. یاالله پاهایت را از رو مبل من بردار. اگر یک بار دیگر ببینم که چنین کاری کردی، فقط یک بار دیگر ، کتکت می زنم. بنابراین با من بساز و به حرفهایم توجه کن.»

آقا معلم در چنین وضعی چه می گفت ؟ احتمالاً می گفت : « آقای براون ، می ترسم مبل کثیف بشود. » میزبان از روی احتیاط به میهمانانش نمی گوید که چه کار کنند. او مطمئن است که آنها فهم و شعور دارند و وقتی او را نگران ببینند ، خودشان وضعیت را در می یابند.

کودکان در زندگی تابع توقعات والدینشان هستند ، و تابع نظریات معلمشان. اگر به کودک گفته شود که عاقبتش چه خواهد شد ، اثر مخربی بر او وارد خواهد آمد. چه بسا این مقصدها تبدیل به سرنوشت کودک شوند.

پیشگویی های شوم باعث به وجود آمدن شکافهای روانی  در زندگانی کودکان می شود. این پیشگویی ها ، مثل خطاهای زمین شناختی ، فاجعه بر می انگیزند. معلم قدرت مهیبی دارد و می تواند بذرهای شک و تردید درباره ی سرنوشت را در ذهن کودک بکارد. مثال : ارنست ، دانش آموز، می خواست باستان شناس بشود و این راز را به معلم خود گفت:

معلم ، با لحنی که آشکارا تحقیر آمیز بود ، گفت « تو باستان شناس بشوی ؟ تو چپ و راستت را از هم تشخیص نمی دهی ، آن وقت می خواهی بروی در دشت و بیابان کوزه های شکسته ی عهد باستان را پیدا کنی.»

کودکان ، بخصوص خردسالان ، نسل به نسل نظریات بزرگترها را از روی اطمینان قبول کرده اند و این نظریات مخرّب متقاعدشان کرده است که دچار فقر فکری هستند. بسیاری از دانش آموزان بر اساس این باور ترک تحصیل می کنند که سرنوشت از قبل تعیین شده شان مانع از پیشرفت آنان در تحصیل علم و ادب و آگاهی یافتن است، و یا حتی مانع از رسیدن آنان به خوشبختی است . این یک فاجعه است . وظیفه ی فرد بزرگسال این نیست که خیالبافی های محقرانه و محدودیتهای خیالی اش را بر کودکان تحمیل کند.



  منبع:
بچه های کلاس اولی من  

  
نویسنده : فهیم بخشی و سوسن ملايی ; ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۸


تَبلِت-دستگاهی بین لپ‌تاپ و اسمارت‌فون؛

محصول «جادویی» اَپل رونمایی شد
تَبلِت، دستگاهی است بین لپ‌تاپ و اسمارت‌فون؛ تبلت شرکت اَپل که طرفدارانش از سال 1983 در انتظار آن بودند، به عقیده مدیرعامل این شرکت یک «محصول انقلابی» است، به قیمت 499 دلار.
استیو جابز، مدیرعامل شرکت «اَپل»، روز چهارشنبه (7 بهمن) محصول جدید این شرکت که مدت‌ها افکار عمومی به شدت در انتظار آن بودند را رونمایی کرد؛ کامپیوتر تبلت شرکت اَپل، «آی‌پد» نام گرفته و جابز معتقد است که «یک محصول به واقع جادویی و انقلابی است».

به گزارش سرویس بین‌الملل «فردا» و به نقل از سی‌ان‌ان، استیو جابز در مراسم رونمایی آی‌پد‌(iPad) گفت: «کاری که این دستگاه انجام می‌دهد، فوق‌العاده است. هم از یک لپ‌تاپ بهتر کار می‌کند، هم از یک اسمارت‌فون.»

این تبلت به نوعی تلفیقی از یک موبایل هوشمند و لپ‌تاپ قدرتمند است.

جابز در مراسم رونمایی از «‌آی‌پد» که حضور در آن تنها با دعوت قبلی امکان‌پذیر بود، توضیحاتی را در مورد این دستگاه داد. این دستگاه فاقد صفحه کلید خارجی (کیبورد) است و جابز با کیبورد واقع بر صفحه نمایش «آی‌پد» تایپ می‌کرد.

این محصول «انقلابی» دارای صفحه نمایش 10 اینچی است که با حافظه‌های 16 و 64 گیگابایتی عرضه خواهد شد، برنامه‌های (نرم‌‌افزارها) کاربردی فعلی فروشگاه اینترنتی اَپل که در گوشی پرفروش آی‌فون نیز استفاده می‌شد، در این تبلت به کار گرفته شده‌اند.



جابز خطاب به جمعیت حاضر که ال‌گور، معاون اسبق رئیس‌جمهور آمریکا (بیل کلینتون) نیز در میان آنان بود؛ گفت: «آی‌پد به سرعت می‌درخشد، هیاهو به پا می‌کند.»

پیش از این مراسم، اهالی رسانه‌های مکتوب که برای بقا در حال تلاش هستند، ابراز امیدواری نموده بودند که با این دستگاه جدید شرکت اَپل، بتوانند منافع خود را با ارائه محتوای جدید و عرضه محتوای خود از طریق فروشگاه آی‌تونز این شرکت برای «آی‌پد» تامین کرده و بر درآمد خود بیافزایند.

طرفداران پر و پاقرص شرکت اَپل و علاقه‌مندان به دنیای فناوری، سالهاست که در انتظار این محصول بودند.

اَپل از سال 1983 به بعد به دنبال ساخت چنین محصولی بود؛ گرچه که بعضی از شرکت‌ها نیز محصولاتی با شکل و شمایلی مشابه ساخته بودند، اما به نظر می‌رسد که «آی‌پد» از آنها بسیار محبوب‌تر شود.

جابز در این مراسم با برنامه‌های مختلف آی‌پد، از جمله قابلیت تماشای خیابان‌ها گوگل و خبرخوان آی‌پد استفاده نمود؛ مدیرعامل اَپل با این خبرخوان، اخباری از روزنامه نیویورک‌تایمز و نشریه تایم را نشان داد.

انتظار می‌رود که این محصول با توجه به امکانات‌اش برای نمایش کتاب‌ها، روزنامه‌ها و نشریات، تحولی جدید در عرصه خوانش الکترونیکی ایجاد کند.

استیو جابز در این مراسم اعلام کرد که قیمت این محصول «نه 999دلار، بلکه 499 دلار خواهد بود.» این خبر با تشویق گسترده حضار مواجه شد.

این دستگاه حدود یک ماه می‌تواند در حالت استندبای باشد و 10 ساعت نیز باتری دارد.

  
نویسنده : فهیم بخشی و سوسن ملايی ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها :


مبلمان‌های قدیمی باردار شدن را مشکل‌تر می‌کند

مبلمان‌های قدیمی باردار شدن را مشکل‌تر می‌کند
خبرآنلاین:
 تحقیقات جدید نشان می‌دهد مواد شیمیایی که در ساخت مبلمان و وسایل خانه قدیمی استفاده شده است می‌تواند شانس بارداری را در زنان کاهش دهد.

دانشمندان معتقدند مواد شیمیایی که در این مبلمان‌ها وجود دارند می‌تواند باعث بروز تاخیر در بارداری زنان شوند.

مواد شیمیایی موسوم به PBDE ها که در دهه 70 برای ساخت صندلی‌های راحتی ، پارچه‌ها ، فرش و موکت و بعضی از محصولات پلاستیکی استفاده می‌شوند می‌توانند همراه با گرد و خاک در هوا پراکنده شده و از راه تنفس وارد بدن انسان شوند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد شانس باردار شدن زنانی که میزان PBDE در خون آن‌ها زیاد است ممکن است تا 50 درصد کاهش پیدا کند.

پروفسور کیم هارلی از دانشگاه برکلی در این باره گفت :ما در آزمایشات خود متوجه شدیم زنانی که دارای مقادیر زیادی از PBDE در خونشان هستند به احتمال 50 درصد کم‌تر از دیگر زنان شانس بارداری دارند.البته این مواد شیمیایی منجر به ناباروری نمی‌شوند بلکه فقط شانس آن را کاهش می‌دهند.

او در ادامه گفت : تحقیقات ما نشان می‌دهد بچه‌هایی که در خانواده‌های کم درآمد زندگی می‌کنند بالاترین میزان PBDE را در خون خود دارند که این موضوع ممکن است برای نسل آینده مشکلاتی را به وجود آورد.البته ترکیبات PBDE هنوز هم در بسیاری از محصولات مصرفی وجود دارند و تلاش‌های زیادی برای جایگزین کردن آن در حال انجام است.

  
نویسنده : فهیم بخشی و سوسن ملايی ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها :


داستانک

 

داستانک

زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید و بر روی یک صندلی نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.

مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه می‌خواند. وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت. پیش خود فکر کرد : بهتر است ناراحت نشوم. شاید اشتباه کرده باشد.

ولی این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکوئیت برمی‌داشت، آن مرد هم همین کار را می‌کرد. اینکار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی‌خواست واکنشی نشان دهد. وقتی که تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد : حالا ببینم این مرد بی‌ادب چکار خواهد کرد؟ مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش دیگرش را خورد. این دیگه خیلی پرروئی می‌خواست! زن جوان حسابی عصبانی شده بود.

در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست. آن زن کتابش را بست، چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت. وقتی داخل هواپیما روی صندلی‌اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه بیسکوئیتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!

خیلی شرمنده شد! از خودش بدش آمد ... یادش رفته بود که بیسکوئیتی که خریده بود را داخل ساکش گذاشته بود. آن مرد بیسکوئیت‌هایش را با او تقسیم کرده بود، بدون آن که عصبانی و برآشفته شده باشد! 

منبع:صبا

http://sarzamineman22.persianblog.ir/post/17/

 

  
نویسنده : فهیم بخشی و سوسن ملايی ; ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها :


پزشکان اسرار عمر طولانی را فاش کردند.

پزشکان اسرار عمر طولانی را فاش کردند.
 

واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه تلویزیونی فاکس نیوز :

گروهی از پزشکان انجمن قلب امریکا اعلام کردند در صورت رعایت هفت راز سلامتی ، افراد می توانند تا 40 سال بیشتر به زندگی ادامه دهند.

پژوهشگران هفت عامل مهم را به شرح زیر اعلام کردند:

نکشیدن سیگار

کم کردن شاخص جرم بدن ( بی ام آی) به زیر 25 .

150 دقیقه ورزش ملایم در هفته.

کاهش کلسترول بدن به کمتر از 200 واحد.

کاهش فشارخون .

نگاه د اشتن قندخون زیر 100 .

رعایت کردن چهار تا پنج مورد از رژیم های غذایی مانند مصرف روزانه چهار تا پنج نوبت میوه و سبزیجات تازه ، مصرف سه تا چهار بار گوشت ماهی ؛ هربارصد گرم در هفته ، ننوشیدن بیش از 1020 گرم نوشابه های قندی در هفته ، خوردن سه تا چهار بار غلات دارای فیبر غنی هرباربه میزان 100 گرم در روز و مصرف روزانه کمتر از 1500 میلی گرم نمک طعام .

 

 

کارهایی که به مغز شما آسیب می زند


1. نخوردن صبحانه
کسانی که صبحانه نمی‌خورند قند خونشان به سطح پائینتری افت می‌کند. این امر باعث تامین نامناسب مواد غذائی برای مغز و در نتیجه افت فعالیت مغزی می‌شود.

2. پرخوری
این امر باعث تصلب شرائین (سختی دیواره رگهای) مغز شده و منجر به کاهش قدرت ذهنی می‌شود

3- دخانیات
این امر باعث کوچک شدن چند برابری مغز و منجر به آلزایمر می‌شود.

4. استفاده زیاد قند و شکر
استفاده زیاد قند و شکر جذب پروتئین و مواد غذائی را متوقف می‌کند و منجر به سوء تغذیه و احتمالا اختلال در رشد مغزی خواهد شد

5. آلودگی هوا
مغز بزرگترین مصرف کننده اکسیژن در بدن ماست. دمیدن هوای آلوده باعث کاهش اکسیژن تامینی مغز شده و منجر به کاهش کارآیی مغز می‌شود.

6. کمبود خواب
خواب به مغزمان اجازه استراحت می‌دهد. دوره طولانی کاهش خواب منجر به شتاب گیری مرگ سلولهای مغزی خواهد شد.

7. پوشاندن سر به هنگام خواب
خوابیدن با سر پوشیده باعث افزایش تجمع دی اکسید کربن و کاهش تجمع اکسیژن شده و منجر به تأثیرات مخرب مغزی خواهد شد.

8.کار کشیدن از مغزتان در هنگام بیماری
کار سخت یا مطالعه در زمان بیماری ممکن است منجر به کاهش کارآئی مغز و در نتیجه صدمه مغزی شود

9.کاهش افکار مثبت

فکر کردن بهترین راه برای تمرین دادن به مغزمان است. کاهش افکار مثبت مغزی ممکن است باعث کوچک شدن مغز شود.

10. کم حرفی

مکالمات انتزاعی منجر به رشد کارآئی مغز خواهد شد.

  
نویسنده : فهیم بخشی و سوسن ملايی ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها :


مدیریت دل

مدیریت دل

مرحوم مهندس مجتبی کاشانی از جمله افرادی بود که برای بلوغ فرهنگ مدیریت درکشورمان تلاش فراوان کرد. او علاوه بر بنیان گذاشتن «جامعه یاوری فرهنگی» که در زمینه ی حمایت از کودکان محروم و مدرسه سازی در جنوب خراسان یا به قول خودش «از خواف تا ابیانه» فعالیت می کند ، در زمینه ی مدیریت منابع انسانی نیز مطالعاتی انجام داد.محتبی کاشانی پس از سالها مطالعه درباره ی مدیریت ژاپنی و تطبیق آن با آموزه های ایرانی- اسلامی، نظریه ای را سامان داد که از آن به عنوان «نقش دل در مدیریت» یاد می کرد وبا همین نام نیز کتابی منتشر ساخت .او شعر نیز می گفت و در شعر خود «سالک» تخلص می کرد.کتابهای «باران عشق» ، «روزنه» ، «به آیندگان» ، «پدیده» ، «ازخواف تا ابیانه» ، «سفر نامه خواف» ، «خویش را باورکن» و «از گاراژ تا کلینیک» آثاری به شعر و نثر هستند که از وی به یادگار مانده اند.او در سالهای آخر نیز نظریه ای را با عنوان «هفت سین ایرانی » در مدیریت مطرح کرده بود و روی آن کار می کرد.

مرحوم کاشانی در سال1327  در شهرستان مشهد متولد شد و در واپسین روزهای پاییز 83 در تهران جان به جان آفرین تسلیم کرد.او در نظریه اش تاکید می کند که انسان سه مرکز یا عامل برای انجام کار دارد.جسم او ، دل او و مغز او که هر سه ، در بوجود آمدن نتیجه ی کار نقش دارند واز فعالیت هریک فرآورده ای حاصل می شود:

فرآورده دل : انگیزه

فرآورده مغز : اندیشه

فرآورده جسم : کار عملیاتی و فیزیکی

اما تا انگیزه یا خواست دل نباشد ،اندیشه و کار عملیاتی نیز به خوبی صورت نمی گیرد واز اینرو می توان گفت که کار و اندیشه، فرآورده یا محصول «انگیزه »است. مدیران باید به هر دو مرکز اساسی انسان یعنی هم قلب و هم مغز توجه  کنند. پرورش مغز با آموزش و پرورش دل انسان با امور انگیزشی که در واقع بخش هنری مدیریت است ، ممکن است.مجتبی کاشانی به تئوری مازلو نیز تاکید می کند و نیازهای فیزیولوژیک و ایمنی را نیازهای مرئی ونیازهای اجتماعی(تعلق خاطر و عشق) به بالا را نیازهای نامرئی می داند و گرفتاری مدیران را در این می بیند که نیازهای نامرئی انسان یعنی نیاز به عشق ،عاطفه ،و ارتباط ونیاز به منزلت و احترام ونیاز آخر یعنی  خود شکوفایی که همه ی ظرفیت های انسانی او را متجلی می سازد،نادیده می گیرند. به عقیده ی او ، امروزه اگر رهبران جای مدیران را بگیرند، سازمان ها موفق می شوند چرا که رهبران هم بردل و هم برافکار توجه دارند .به همین دلیل ، ما مدیران مرشد می خواهیم نه مدیران ارشد. مدیران مرشد کسانی هستند که از پایین حکم ( مقبولیت ) می گیرد.به اعتقاد او مشکل ما در سازمانها این نیست که کارکنان مدیر را قبول ندارند ،(همه ی آنها به تحصیلات وکاردانی و تجربه ی مدیر واقفند) مشکل این است که مدیر را دوست ندارند ودوست داشتن به دلیل فضایل اخلاقی مدیر ،مهمتر از قبول داشتن وی به خاطر فضایل  علمی اوست.مدیر باید به نوعی رفتار کند که اعتماد کارگران و کارکنان خود را جلب کند وآنها او را دوست داشته باشند تا حرفهای مدیر روی آنها اثر کند.

در نشستی که در اردیبهشت ماه سال82 در محل ماهنامه ی «کتاب ماه علوم و فنون» با حضور مرحوم کاشانی درباره نقد کتاب «نقش دل در مدیریت»  برگزار شد ، وی در سخنان خود گفت:در آخرین سمیناری که در مورد نقش دل در مدیریت برگزار شد،کسی از من سوال کرد چگونه می توان نقش دل در مدیریت را اجرا کرد؟من در پاسخ گفتم:هرگاه برمبنای رفتار سازمانی علمی وبر مبنای دیدگاه درست با منابع انسانی برخورد کنیم و سلسله مراتب نیازهای مازلو را بشناسیم و بر اساس آن عمل کنیم بطور طبیعی انسانها را خشنود می سازیم و انسان خشنود ،بهره ور می شود.در این حالت تردید نکنید که مدیریت دل کرده اید.

البته عده ای براین باورند که نظریه ی «نقش دل در مدیریت »یک نظریه ی جدید نیست بلکه همان مدیریت ژاپنی است با چاشنی هایی از شعر و عرفان ایرانی .

 

منبع :

نقش دل در مدیریت اثر مجتبی کاشانی

  
نویسنده : فهیم بخشی و سوسن ملايی ; ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸
تگ ها : مدیریت دل


هارپ چیست؟

هارپ چیست؟

هارپ (HAARP) یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقیق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere)  و  مطالعات معادن زیر زمینی (با استفاده از امواج رادیویی ELF/ULF/VLF) تاسیس شده است. ولی در واقع "پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن"  به منظور  کامل کردن یک سلاح جدید پایه گذاری گردیده است.

 
 
به صدای هارپ گوش دهید 

( توضیح آنکه: جنگ هایی که از  امواج "رادیویی"، "لیزر" و "نیروی مغناتیس" برای صدمه به نیروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و این اسم را از فیلم  Star War گرفته اند)

آیونوسفیر چیست و کجاست؟

لایه ی آیونوسفیر در بالاترین لایه ی اتموسفیر (Atmosphere) قرار دارد.

 

 

این لایه تشعشات خطرناک "ماورای بنفش" و "اکس ری" خورشید را  جذب کرده  و مانند سقفی از ورود آنها به زمین جلوگیری می نماید تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دلیل محیط الکتریکی موجود در آیونوسفیر  از این لایه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دلیلی دچار اختلال شود تاثیرا ت بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زیستن را مختل می کند.

لایه آیونوسفیر چه ارتباطی به هارپ (HAARP) دارد؟

سیستم هارپ (HAARP) طوری طراحی شده است که بر روی آیونوسفیر تاثیر مستقیم داشته باشد. از نمونه های این تاثیرات قرمز و گداخته شدن و یا ذره بینی نمودن لایه را میتوان نام برد.

این سیستم در حال حاظر از یک مجموعه آنتن های مخصوص (١٨٠ برج آنتن آلومنیومی به ارتفاع ۵٠/٢٣متر) تشکیل و برروی زمینی وسیعی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (Alaska) نصب گردیده است.

این آنتن ها امواج مافوق کوتاه  ELF/ULF/VLF  را تولید و به آیونوسفیر پرتاب می کنند.

 

آنتن های هارپ (HAARP) در آلاسکا

 

اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آیونوسفیر و بازگشت به زمین قادر اند نه تنها به عمق دریا بروند بلکه فرا تر رفته و به اعماق زمین نیز وارد میشوند و عملکرد آن بمانند "رادیو ترموگرافی" (Radio Thermography) است که امروزه ژئولژیست ها برای  اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند.  وقتی یک موج کوتاه "رادیو ترموگرافی" به داخل زمین فرستاده میشود به لایه های مختلف برخورد کرده و آن لایه ها را به لرزه می آورده و از لرزش صدایی با فرکانسی مخصوص تولید و به سطح زمین باز میگرداند و ژئولژیست ها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زیرزمین را شناسایی کنند.

با این تفاوت که رادیو ترموگرافی سیستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لایه های زیر زمینی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سیستم فوق الاده پیشرفته تری است که همان لایه های زمین را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد)  تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند! بدیهی است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر می شود, تاثیراتش بر روی آیونوسفیر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود. هدف از استفاده از این قدرت چیست؟

 

 

 

از نمودار فوق متوجه می شوید که آیونوسفیر گداخته شده (به رنگ قرمز دیده می شود) و سپس مثل یک قلب شروع به تپش میکند و از این تپش ها، فرکانس های فوق کوتاه تولید شده که پس از اصابت به زمین به  داخل آن نفوذ مینماید و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از این فرکانس فوق کوتاه و نیرومند، زمین زلزله و خرابی تولید میگردد.

برای درک چگونگی ایجاد زمین لرزه یک مثال بزنم: وقتی شخصی صحبت میکند، اول تارهای صوتی او میلرزند (مثل لرزش های ایجاد شده در آیونوسفیر). از این لرزش فرکانس صوتی تولید شده و پس از اصابت به پرده گوش شنونده، پرده گوش او را میلرزاند (مثل به لرزه در آوردن لایه های زیر زمین به سبب اصابت فرکانس های تولید شده از آیونسفیر) و سپس در گوش صدا تولید شده و شنونده آنرا به شنود.

با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ "با ویژگی معادن یابی" برای پیدا کردن مخزن های گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و یک ترموگراف برای این کار کافیست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی آیونوسفیر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را میتوان برای هارپ به شمار آورد.

 ناگفته نماند که امواج بازگشتی از آیونوسفیر، پس از ورود به عمق دریا میتوانند صدمات جانی برای موجودات دریایی، به خصوص نهنگ ها و دلفین ها را در بر داشته باشند.

توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ به شرح زیراند:

 ١-  ایجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا  ٢٠ هرتس به توسط  آیونوسفیر، که با برخورد امواج هارپ تولید شده و سپس به زمین فرستاده می شود و تا اعماق ٣۵ کیلومتری زمین نفوذ نماید که پس از برخورد  به لایه های مختلف زیر زمینی تولید صدا نموده و در پی آن ایجاد زلزله می نماید.      برای تعاریف "فرکانس باند" ها به اینجا اشاره کنید.

٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چین در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفیر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست.       فیلم کوتاهی از این گذاختگی را تماشا کنید.

 

    

 

٢-  با قابلیت تکنولوژی "ترموگرافی" می تواند کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.

٣- ایجاد سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سیل ها، طوفان هایی نظیر طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleans) طوفان گانو عمان .

۴- انتقال نیروی برق از محل تاسیسات هارپ به نقطه ی دیگر از زمین و همچنین انتقال  برق از زمین به ماهواره ها.

 ۵- ایجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و کنترل انسانها از راه دور و ایجاد "غش" و تولید  "وهم" در مغز انسانها.

 ۶- ایجاد اختلال در جریان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپیوتر هواپیماهای مسافربری (مقاله ای از شرکت بوئینگ (Boeing) در این رابطه بخوانید)، جت های جنگنده، کشتی ها، زیر دریایی ها و غیره.

 ٧- ایجاد انفجار های عظیم زیر زمینی با قدرت بمب های اتمی و بدون تولید اشعه های رادیو اکتیو (Radioactive).

 ٨- اختلال درعملکرد طبیعی آیونوسفیر که چرخش زمین را در کنترل دارد. احتمال بسیار میرود که درصورت دستکاری های متناوب تاثیراتی در حرکت چرخشی زمین ایجاد گردد، بدین صورت که یا چرخش را سرعت بخشیده و یا کند نماید.

٩- ایجاد دیوارهای رادیویی ضد هواپیما و ضد موشک.

 می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با این تکنولوژی جدید کاملا متروکه به شمار میایند به گونه ای که "هارپ" میتواند با یک عملکرد کلیه کامپیوتر های یک هواپیما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.

با دقت متوجه میشوید هارپ استفاده های زیادی بعنوان تهدید و یا سرکار گذاشتن کشورها دارد. مثلا می خواهند به کشوری حمله کنند در این صورت برای جلوگیی از مزاحمت احتمالی کشور همسایه برای آنها زمین لرزه آورده و با سرکار گذاشتن آن کشور، برنامه های شوم خود را اجرا کنند.

در این مقاله ما فقط  به نکته ١،یعنی فقط در رابطه با ایجاد زلزله بتوسط  هارپ اشاره میکنیم.

در ابتدا نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه هایی که در بیست سال اخیر در ایران رخ داده اند. این اطلاعات را از وب سایت "پژوهشگاه زلزله شناسی ایران"  به دست آوردم. این نمودار با توجه به تعداد زمین لرزه های بالای 3 ریشتر تهیه گردیده است.

نکته ی مورد توجه اینجاست که سیستم هارپ در سال ١٩٩٨ (١٣٧٧) تکمیل شد و این مصادف با سالیست که از آن به بعد به تعداد زمین لرزه ها در ایران اضافه شده است.

 

 

 

همان طوری که مشاهده می کنید، تعداد زمین لرزه هایی که در ایران در بیست سال اخیر آمده است رو به بالا بوده. محاسبات من اینگونه نشان میدهد که:

٧/٢٠٨  میانگین  بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧

   ۴/۶٣٩  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخیر برابر با :   ۴/٢٠۶ درصد

برای مقایسه نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه های بیست سال اخیر در نیوزیلند که یکی از زلزله خیز ترین کشورهای دنیا می باشد. اطلاعات را از وب سایت "جی ان اس - نیوزیلند" به دست آوردم.

 

 

٣/١۵۵٩٣  میانگین  بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧

  ٢/١۵٢٠۶  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

کاهش در دهه اخیر برابر با ۴۶/٢ درصد

اگر به نمودار زلزله در آلاسکا، که مجموعه ی هارپ در آن واقع است دقت کنیم متوجه افزایش بسیار غیر طبیعی را در سال ١٣٨١ مشاهده می کنیم که تعداد زمین لرزه ها به یکباره چهار برابر سال های قبل می شود. این تغییر ناگهانی شاید به دلیل آزمایشات تحقیقاتی مسئولین هارپ در این ایالت باشد. اطلاعات زیر از از وب سایت "مرکز اطلاعاتی زمین لرزه آلاسکا" به دست آمده است.

 

 

 

٩/۴٧٧٣ میانگین  بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧

۴/١٨۶۵٨ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخیر برابر با : ٨/٢٩٠

 

  چرا درصد زلزله ها در عمق ١۴ کیلومتر در ایران اینگونه بالا رفته اند؟

 در حین جستجو ها به یک عدد ویژه ای برخورد کردم که به نظرم  غیر واقعی رسید. سئوالی برایم پیش آمد که چگونه اغلب زمین لرزه ها در چند سال اخیر در ایران در عمق ١۴ کیلومتر اتفاق افتاده اند؟ و وقتی نگاهی به دهه قبل انداختم متوجه شدم که عملا درصد زمین لرزه ها در این عمق یا صفر بودند و یا حد اکثر تا دو درصد.

 

 

یاد آور می شویم:  زمین لرزه های خطر ناک در لبه های "رگه گسل"  یا "Fault lines" تولید میگردند.

ارگ بم چه شد؟

 

  بم بعد از ٢٠٠٠سال ایستایی؟!

 

در اواخر آذر ماه ١٣٨٧ در اینترنت به دنبال مطالبی در مورد زلزله در ایران بودم، که به تالار گفتگو وب سایت پی سی ورلد رسیدم. در آنجا به مطلبی که شخصی با نام  "عادل کهن" (adelkohan)  در مورد وقوع زلزله های پی در پی بندر لنگه نوشته بود برخورد کردم  که در زیر مشاهده می کنید:

من ساکن بندرلنگه هستم، شهری کوچک در کنار خلیج فارس.
دو هفته قبل زلزله زیاد میومد که کمتر از 3 ریشتر بود. این زلزله ها تا دو هفته ادامه داشتند. در موقع زلزله بعضی از قسمت های دریا برای چند لحظه قرمز میشد و در این دو هفته ماهی ها میمردند و بعضی ها هم سوخته بودند. بعد چند روز بوی بد (مثل بوی فاضلاب) از طرف دریا به سمت شهر اومد.
در اخبار استان گفته بود که این به خاطر جلبک های سمی در دریا است (که من در این ٢٧ سالی که در بندرلنگه بودم جلبک سمی نشنیده بودم). بعد از این اعلام کرد که ماهی های بعضی مناطق استان را کسی مصرف نکند.
من یک تکه از فیلم حادثه عجیب که در دریا رخ داده می گذارم و نگاه کنید.
من خودم وقتی یک هفته زلزله پشت سر هم میکرد گفتم حتما کوه آتشفشان توی دریا است. حالا نظر دوستان چیه...

 برای تماشای این فیلم کوتاه به اینجااشاره کنید.

 

 

 

 

این کلیپ کمتر از یک دقیقه است و تماشای آن به شما توصیه می شود. هنگام تماشا به قرمزی روی سطح آب دقت کنید.

 

دلفین های چه شدند؟

 

 

در سال ١٣٨۶ , ١۵٢ دلفین در خلیج فارس به طور غیر منتظره در دو نوبت به فاصله یک ماه مرده و به ساحل دریا کشیده شدند. دسته ی اول شامل ٧٩ دلفین و دسته دوم هم ٧٣ دلفین بود.

دلیل های مختلفی برای مرگ این دلفین ها آورده شد ولی اگر از من می پرسید هیچ کدام قانع کننده نیستند. این دلفین ها کاملا مشخص است که سوخته اند! اینکه "خودکشی" کرده اند، یا اینکه به خاطر "فعالیت های صیادی" مرده اند جوابگوی سوختگی بدن های آنها را نمیدهد!

به گزارش خبرگزاری آفتاب "علت مرگ ٧٣ دلفین دیگر که یک ماه پس از حادثه نخست رخ داد را نیز این کارشناسان بین‌الملللی در گزارش خود،  ‘عوامل طبیعی’ اعلام کرده‌اند که در این گزارش هنوز عوامل طبیعی ناشناخته است و می‌تواند ‘شوک’ یا ‘استرس’ باشد که در نتیجه آن یکی از دلفین‌ها به سمت ساحل آمده و مابقی نیز به دنبال آن آمده‌اند یا یکی از آن‌ها برای شکار ماهی به سمت ساحل آمده و بقیه نیز آمده‌اند و در ساحل که شیب ملایمی دارد، گیر کرده‌اند." ٢/١٢/١٣٨۶

 

آیا پاسخ به سئوال مرگ دلفین ها در خیلج فارس "هارپ" نیست؟

 

 آیا این اثر سوختگی نیست؟

 

هارپ (HAARP) یک پروژه ایست که مسئولین اعلام کردند برای "بررسی و تحقیق" درباره لایه ی آیونوسفیر بر پا شده است. ولی در واقع این یک سلاح پیشرفته ی جنگی جدید است که کلیه ی اسلحه های صده ی قرن بیستم را فلج می کند.

هزینه های این پروژه مشترکا از طرف نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا است. لازم به یادآوریست که سیستم "هارپ" در کشورهای گرین لاند، نروژ، روسیه و همچنین در روی بعضی از ماهواره ها به جهت فلج کردن سیستم رادیویی هواپیما ها و نهایتا سقوط آنها استفاده میگردد.

نتایج:

همانطور که گفته شد ارتعاشات رادیویی هارپ باعث سرخ شدن لایه آیونوسفیر شده و این لایه را  به نوسان در می آورد.

این نوسانات به نوبه خود موجب صدا با فرکانس های کوتاه از ١ تا ٢٠ هرتس می شوند که فرکانس

(Extremely Low Frequency/Ultra Low Frequency   ELF/ULF)  نام دارند. این فرکانس ها پس از نفوذ به زمین، زمین زلزله ایجاد می کنند.

 با توجه به ازدیاد درصد زلزله در سطح ایران در دهه اخیر نسبت به دهه پیشین که متجاوز به ۴/٢٠۶ % بوده است میتوان به وجود تاثیرات دیگری در ایجاد زلزله های مصنوعی پی برد، خصوصا آنکه این ازدیاد پس از آغاز فعالیت های هارپ واقع شده اند.

پیشنهادات برای پیش اخطار:

اینکه همه باید در مورد هارپ و ماهواره هایی که دارای چنین تکنولوژی هستند کاملا آگاه و مطلع باشند هیچ شکی نیست و قصد من در جمع آوری این اطلاعات صرفا به همین منظور نیز بوده است. بنابراین تقاضای ما از شما خواننده ی محترم با فروتنی چیزی جز این نیست که آنچه را که در این مقاله خوانده اید به دیگران انتقال دهید.

برای پیشگیری و دریافت پیش اخطار از این قبیل زلزله ها میتوان ایستگاهایی در حوزه های وسیع تاسیس و بکار گرفت و با اندازه گیری فرکانس صداهایی که از آسمان می آید به  بروز  این زلزله پی برد.

زمان دریافت پیش اخطارهای ELF بین ١۵ دقیقه تا ٣ ساعت قبل از وقوع زلزله متغیر است. زلزله ی چین 30 دقیقه پس از مشاهده ی سرخی آیونوسفیر به وقوع پیوست.

اندازه گیری فرکانسELF/ULF  در جاهایی که خالی از فرکانسهای مزاحم دیگر از قبیل برق فشار قوی، فرودگاه ها، ایستگاه های رادیویی و تلفنی میباشد، انجام پذیر است.

نمونه ای از یک دستگاه ELF/ULF  سنج دستی و یک دستکاه Magnetometer را در زیر مشاهده میکنید. برای اطلاعاب بیشتر بر روی آنها اشاره کنید.

 

           

 

                

 

  منبع: ویلاگ ثریا

  
نویسنده : فهیم بخشی و سوسن ملايی ; ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸
تگ ها :


خاطرات من

خاطرات من

واقعافقط باید آموزگار بود

 ولحظات ناب این چنینی رو  تجربه نمود وتا پایان عمرحظ کرد

مهر  81  بود دبستان علی اباد داوراباد از توابع شهرستان بیرجند

 بعد از یک سال همراهی منو همسرم خانم سوسن ملایی با بچه های ماه ودوست داشتنی

 این روستا منتقل شده بودیم ورفتم برای خدا حافظی و تحویل وتحول با اقای حیدری

پس از این که کارام تموم شد وخداحافظی کردم 32دانش اموز دختر وپسر دسته جمعی

 در حیاط مدرسه رو بستند و همه پشت در جمع شدند وهمه شون  یک صدا با صدای بلند

 شروع کردند به  گریه وداد میزدند :  اقا نرو  اقا نرو اقانرو اقا نرو صحنه ی عجیبی بود....

من هم گریه می کردم  اقای حیدری وخانمش هم اشکش دراومد واین غلیان عشق و عاطفه

 و محبت تا دقایقی ادامه یافت.

خیلی سخت از بچه هام جدا شدم ولی

مستقیم رفتم اداره و درخواست برگشت به علی اباد رو دادم

 اما متاسفانه اقای حیدری و خانمش در عین حال که شاهد این ماجرا بودند  راضی نشدند جا شونو با من و همسرم عوض کنند.

هنوز پس از سال ها حسرت بیشتر با اونا بودن تو دلم مونده و هر وقت به یاد اون لحظات

 می افتم اشکم جاری میشه

مثل الان...

برقرار باشید

                                                                                          فهیم بخشی

  
نویسنده : فهیم بخشی و سوسن ملايی ; ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸
تگ ها :


کاربردهای اب مغناطیسی

کاربردهای اب مغناطیسی
در حال حاضر آب شیرین به عنوان یک کالای اقتصادی، نقش اساسی را در تولیدات کشاورزی، صنعتی، تامین نیاز‌های بهداشتی و شرب در سطح جهان ایفا می‌نماید.
در کشور ما در بخش کشاورزی به عنوان محور توسعه، سرمایه گذاری‌های متنابهی به کار گرفته شده است تا تمامی پتانسیل، منابع اب قابل استعصال کشور در چرخه تولید وارد شود و لذا در این راستا مدیریت موثر عرضه و تقاضا و مصرف آب برای افزایش بهره‌وری از منابع آب قابل دسترس نقش کلیدی خواهد داشت.
بخش کشاورزی به لحاظ راندمان نازل آبیاری به تنهایی حدود 90 درصد آب قابل استحصال در کشور را مصرف می‌نماید و با توجه به نیاز شدید بخش صنعت به ان و راهکارهای انتخاب شده توسعه صنعتی و در جهت اشتغال زایی ضروری است به هر وسیله ممکن راندمان آبیاری افزایش یابد با وجود آنکه آبیاری سطحی به عنوان روش غالب در جهان محسوب می‌گردد ولی به لحاظ نیاز به ارتقا کارایی مصرف اب و افزایش روز افزون هزینه تامین آب و نیز محدودیت منابع اب در دسترس، تمایل دولت‌ها به ویژه کشورهای توسعه یافته برای کاربرد آبیاری تحت فشار را افزایش داده است به این منظور اجرای سیستم آبیاری کم فشار با لوله زیر زمینی و با سیستم ابیاری تحت فشار(قطره‌ای و بارانی) امکان حصول راندمان توزیع آب در سطح مزرعه تا حدود 95 درصد را در شرایط اجرایی خوب فراهم می‌آورد. ولی به دلیل ناخالصی‌های موجود در آب نظیر املاح، کربناته، بی‌کربناته و نیز کلسیم، منیزیم، آهن، منگنز و ذرات معلق بیولوژیک، لوله‌ها، نازل‌ها، قطره چکان‌ها دچار انسداد و گرفتگی شده و عمر مفیدشان به شدت کاهش می‌یابد و در این مقاله جهت پالایش آب آبیاری در کشاورزی روش جدید پالایش الکترونیکی آب که جزء روش‌های فیزیکی تصفیه آب به شمار می‌رود معرفی می‌شود با مصرف آب پالایش شده محصول تا یک ماه زودرس شده و مصرف اب 30 درصد کاهش می‌یابد. با آبیاری مغناطیسی بدون اضافه کردن اسید مواد شیمیایی و سمی به آب حتی رسوبات قبلی زایل شده و از تشکیل رسوب جدید پیشگیری می‌شود.
به مرور خاک پوک و نرم شده و از ایجاد کلوخه ممانعت می‌شود. با فعال شدن املاح خاک مصرف کود نیز کاهش می‌یابد.
آب آبیاری پاستوریزه شده و از بیماریهای گیاهی (قارچی، باکتریایی و ویروسی) پیشگیری شده و سم کمتری نیاز خواهد داشت. گیاه شاداب‌تر، سبزتر و سالمتری بوده و در مقابل پارازیت‌ها و افات بهتر مقاومت خواهد کرد و با کاهش هزینه‌های تولید و افزایش عملکرد، سود دهی بیشتر می‌گردد.
اهمیت استفاده از سیستم‌های آبیاری مغناطیسی
با توجه به سختی بالای آب آبیاری و محتوای بالای املاح بی‌کربنات کلسیم و کربنات در اکثر مناطق کم آب کشور که نیاز به استفاده از سیستم آبیاری تحت فشار در ان مناطق بیشتر احساس می‌شود در اثر آبیاری بی‌رویه نمک‌های موجود در خاک و آب در اثر پدیده موئنگی در سطح خاک جمع شده و معضل شوره‌زایی و سفت شدن خاک احتناب ناپذیر خواهد بود.برای مقابله با این وضعیت تنها راه حل تاکنون ضریب آبشویی اضافی و در نهایت پژمردگی و کاهش میزان رشد گیاه و پیری زودرس می‌شود از طرفی وجود نمک‌های محلول در آب به ویژه کربنات‌ها، بی‌کربنات‌ها در سیستم آبیاری تحت فشار خصوصا قطره‌چکان‌ها و وارد آمدن خسارت سنگین به کشاورزان شده است که ناکار‌آمدی سیستم‌های آبیاری تحت فشار را در نقاطی با کیفیت آب پایین نشان می‌دهد و اثرات بسیار منفی در جذب کشاورزان به سیستمهای آبیاری تحت فشار داشته است.
معرفی سیستم آبیاری مغناطیسی:
اصلاح اب آبیاری و سختی‌گیری از آن به چند روش صورت می‌گیرد که هر روش مزایا و معایب خاص خود را دارد:
الف: روش مغناطیسی ب: روش الکترو مغناطیسی ج: روش اولتراسونیک
در نتیجه کاربرد هر یک از این روش‌ها با اصلاح آب و با صطلاح با تصفیه فیزیکی آب آبیاری مشخصه‌های فیزیکی آب از قبیل نقطه جوش، نقطه انجماد، لزوجیت، وزن مخصوص آب کشش سطحی (خاصیت اسمزی)، هدایت حرارتی، گرمای ویژه و گرمای نهان تبخیر تغییر می‌کند.
در کاربرد کشاورزی با کاهش کشش سطحی و افزایش میزان حلالیت آب و نیز تغییر فشار اسمزی، بر ظرفیت نگهداری آب در خاک افزوده شده و ذرات آب مغناطیسی شده، سریعا در خاک فرو می‌روند و ده درصد از میزان تبخیر آب کاسته می‌شود و به ذرات میکروبی رس چسبیده و از فرار اب به اعماق خاک جلوگیری می‌شود. به دلیل کوچک شدن مولکول‌های اب بر قابلیت جذب توسط گیاه افزوده شده و میزان مصرف آب را میتوان بدون هیچ تنشی 30 درصد کاهش داد زیرا زمان آبیاری را با افزایش خاصیت خیس کنندگی یا ترشوندگی میتوان کاهش داد. آب مغناطیسی به مثابه پلی، بین ذرات کلوئیدی رس و ذرات الی عمل نموده و به تشکیل خاک‌دانه کمک می‌کند در نتیجه با دادن کودهای آلی، خاک زراعی پوک شده و خاک کلوخه نشده و دیسک کمتری نیاز خواهد داشت با اعمال میدان مغناطیسی به آب آبیاری، علاوه بر خنثی شدن سختی آب، با اعمال نیرو به مولکول‌های آب موجب افزایش تعداد مولکول‌های اب در واحد حجم شده و آب آبیاری با حل کردن فسفات‌های تثبیت شده و سیلیکات‌ها و ذرات کلوئیدی و ریز مغذیها، موجب فعال شدن نمک‌های خاک و افزایش جذب آنها توسط گیاه(کاهش خاصیت اسمزی) و افزایش محصول خواهد شد. همچنین از نیاز مصرفی کودها کاسته شده و به همین دلیل از شوری بیشتر خاک‌ها کاسته می‌شود و نیاز به آبشویی به مرور زمات کمتر می‌گردد.
آفات گیاهی نظیر ویروس‌ها، باکتری‌ها و قارچ‌ها در حد میکرون و دارای بار منفی می‌باشد این ریز جانداران جهت ادامه بقا به کاتیون‌ها نظیر K^+ ، 〖Fe〗^(+2) ، 〖Ca〗^(+2) ، 〖Mg〗^(+2) ، 〖Zn〗^(+2) و .... بصورت یون وابسته بوده و به علت بار مخالف به این مکان کاتیون‌ها جذب شده، تغذیه و رشد و نمو می‌نمایند با اصلاح آب آبیاری 80 درصد کاتیون‌ها خنثی شده و از محاسن عمد تصفیه فیزیکی اب، کاهش چشمگیر بیماریهای گیاهی است بعبارتی تعداد سم‌پاشی‌ها و میزان سم مصرفی در هر وعده را می توان کاهش داد و در هزینه تولید صرفه‌جویی نمود.
روش استفاده از سیستم آبیاری مغناطیسی در سیستم آبیاری:
در روش ابیاری سنتی در محل دهانه خروجی چاه و یا دیگر منابع تامین آب، دستگاه تصفیه فیزیکی و ضد عفونی کننده آب براحتی قابل نصب می‌باشند با عبور آب از فیلد مغناطیسی، تغییرات مورد نظر در اب ایجاد شده و مدت ماندگاری اثر بین 8 الی 48 ساعت خواهد بود.
در روش آبیاری تحت فشار بعد از پمپ و فیلتر توری و تانک کود و دستگاه‌های فوق نصب می‌شوند راندمان آبیاری قطره‌ای به این ترتیب از 85 درصد به 98 درصد ارتقاء می‌یابد.
انواع کاربردها در بخش کشاورزی
در آبخوری دامداری‌ها و مرغداری‌ها
در گل‌خانه ها و نهال‌خانه ها
در سیستم‌های آبیاری تحت فشار
در مزارع و باغات
در استخر‌های پرورش ماهی
مزایای استفاده از آبیاری مغناطیسی:
محصول 10 الی 25 روز زودرس می شود.
میزان تولید بسته به نوع گیاه از 15 الی 100 درصد افزایش می‌یابد.
میزان بیماری‌های گیاهی کاهش می‌یابد.
میزان اب مصرفی 30 درصد کاهش می‌یابد.
مصرف کود 50 درصد کاهش می‌یابد.
از آب لبشور نیز می‌توان جهت آبیاری استفاده نمود.
رشد رویشی و نیز سرعت جوانه‌زنی افزایش چشمگیری دارد.
طعم و مزه و کیفیت محصول بهبود می‌یابد.
سال آوری در باغات منتفی می‌شود.
لکه‌های کلسیمی زایل شده و زا شوره زائی پیشگیری می‌شود.
برای شیرین کردن زمین‌های شور آب بسیار کمتری نیاز خواهد بود.
از طریق ابیاری مغناطیسی گیاهان سالمتر و شادابتری پرورش یافته و رنگ برگ‌ها سبز تیره شده که نشانه جذب کامل کلسیم، منیزیم و آهن و رفع کلروز و زرد برگی خواهد بود.

منبع:صبا پارسیان

  
نویسنده : فهیم بخشی و سوسن ملايی ; ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸
تگ ها :


خاطرات من

خاطرات من

    باید به این ایمان داشته باشیم که جریان  وفرایند آموزش یک ارتباط دوسویه ویک

 تعامله بین معلم و دانش اموزخیلی وقت ها ما معلمین از

 بچه هایمان خیلی چیزا یاد می گیریم واونا میشن استادمون میگین نه؟

این خاطره رو بخونید خا لی از لطف نیست.

با این توضیح که این نامه زیرکانه و ارزشمند توسط یک کودک ده ساله روستایی

 اون هم در 26 سال پیش نوشته شده  در روستایی که هیچ نوع وسایل ارتباطی

 نبود واکثریت قریب به اتفاق مردم محربانش بیسواد بودند.

 

برگ زرین بابو

سال اول خدمتم بود(1362) دبستان آسکان از توابع سراوان نزدیک  مرز پاکستان .

شونزده دانش اموز در پنج پایه داشتم  غلام نبی درازهی یا بهتر بگم بابو

(در روستا به این نام معروف بود)

که این خاطره رو ساخت کلاس چهارم بود .اون  هوش واستعداد فوق العاده ای

 داشت به گونه ای که هروقت سوالی از پایه پنجم هم میپرسیدم اون جواب می داد

 به همین خاطر وبسیاری از توانایی های دیگه بچه ها اونو به عنوان نمایند ه ی

 کلاس انتخاب کرده بودند.

یه روز وارد کلاس شدم یکی از بجه ها گریه میکرد ومیگفت بابو منو زده

 واین اولین باربابو نبود قبلا بهش گفته بودم به بهانه ی نظم حق نداری کسی رو تنبیه کنی .

باخودم گفتم این بار بترسونمش که دیگه تکرار نشه .  ازش خواستم بیاد  کنار تخته

 و یکی از بچه ها رو فرستادم چوبی یا شیلنگی پیدا کنه وخودم مشغول رسیدگی به

 تکالیف بچه ها  شد م.

یه دفعه بچه ها گفتند: آقا بابو دررفت!

بله بابو  فرار کرد و به بالای کوهی که کنار مدرسه بود پناه برد.

بعد از مدتی عبدالغدیر رو فرستادم دنبالش  دیدم با یه تیکه  کاغذ که ازجنس  

پاکت سیمان بود برگشت.

رو این تیکه کاغذ بابو برام نامه ای نوشته بود که هنوز به عنوان یک لوح زرین

 نگهش داشتم.

اما متن نامه:

به نام خدا

خداوند کسی را که به کودکان آزار برساند دوست ندارد.

                                                                  پیامبر اکرم(ص)

 

فهیم اقا جان سلام

می دونستم منو نمیزنید اما بازهم ترسید م.

اگه قول میدی منو نزنی میام.

                                              پسر شما بابو

به محض خوندن نامه اشکم سرازیر شد ورفتم تو دفتر و  حسابی گریه کرد م .

 پس از مدتی با قبول خواسته اش فرستادم  دنبالش اومد بوسید مش وبهش اطمینان

 دادم که تنبیه نخواهد شد.

و از همون لحظه تصمیم گرفتم به هیچ عنوان بچه هارو تنبیه نکنم.

این نامه ی بابو رو که برام نقش یک لوح زرین رو داشت وداره هنوز

 با افتخار نگهداری می کنم.

                                                                       فهیم بخشی

  
نویسنده : فهیم بخشی و سوسن ملايی ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸
تگ ها :


چنین شوهرانی عشق را در زندگی می کشند؟!

چنین شوهرانی عشق را در زندگی می کشند؟!
 
1 – شوهرهایی که تعصب بی جا را با غیرت اشتباه گرفته اند.
خانمش را چون یکی شی می پندارد. به نام دوستی و عشق، او را  با توهمات خود زندانی کرده و قوانین ممنوعیت را برای همسر خود وضع می کند. مثلا: جواب دادن به تلفن ممنوع؛ رفتن به خانه پدر و مادر ممنوع؛ سرزدن به دوستان ممنوع؛ درس خواندن و دانشگاه رفتن ممنوع؛ داشتن شغل ممنوع؛ اردو و مسافرت ممنوع؛ استفاده از رایانه و اینترنت ممنوع؛ خندیدن با صدای بلند در محیط خانواده و محارم ممنوع؛ تعریف و توضیح در مورد آقایان ممنوع؛ رفتن کنار پنجره ممنوع؛ نامه نوشتن ممنوع؛ بیرون رفتن از منزل ممنوع .
 
2 – شوهرهای سلطه جو، زورگو و کنترل کننده؟!
 چنین شوهرانی حق انتخاب را به کلی از همسرشان می گیرند و این حق انتخاب را فقط برای خود به رسمیت می شناسند. از تصمیم های مهم و کلی تا جزئی ترین مسائل باید زیر نظر آنها و به فرمان آنها باشد. به عنوان مثال بعضی از اعمال و مستبدانه این آقایان عبارتست از: تصمیم در انتخاب محل زندگی به تنهایی؛ تصمیم گیری در مورد فرزند داشتن؛ تصمیم در مورد رفت و آمد و میهمانی رفتن، تصمیم در ارتباط یا  قطع رابطه با بعضی از فامیل یا دوستان از روی دل خودشون؛ تصمیم گیری در مورد شغل خانم، تصمیم گیری در مورد رشته تحصیلی و محل تحصیل همسرشان بدون توجه به نظر او؛ انتخاب رنگ پرده ؛ انتخاب نوع مبل؛ انتخاب رنگ و نوع فرش؛ انتخاب ظروف و لوازم منزل، در اختیار گرفتن و  به نام زدن سند شش دانگ ریموت تلویزیون و ویدئو، انتخاب و تماشای برنامه های دلپسند خود از تلویزیون بدون توجه به خانواده و همسرشان؛ انتخاب نوع و رنگ لباس داخل منزل خانمشان؛ دستور به خانمشان در مورد چگونه فکر کردن، چگونه حرف زدن، چگونه احساس کردن و چگونه رفتار کردن. ( خانواده سخت گیر در تربیت)
 
3 – شوهران بی مسئولیت؟!
این شوهران فراموش کرده اند که مراحل نوزادی، نوباوگی، کودکی و نوجوانی را پشت سر گذاشته و فرد بالغی شده اند و ازدواج کرده اند. خانواده تشکیل داده اند و صاحب فرزند شده اند. لذا در تصمیم گیری ، اجرا، و پاسخگویی نسبت به وظایف و مسئولیت های منزل خود را عقب کشیده اند و چون حبابی خود را رها کرده اند. هنوز در پی لذت طلبی انفرادی خود هستند. اینها برنامه ها و دل مشغولی های خود را بدون توجه به خانواده و همسرشان دنبال می کنند. بدون توجه به به مسئولیت هایی که باید بپذیرند و نیازهایی که خانواده به آنها دارد، به دنبال پارتی ها، تفریحات، مسافرتها، کوهنوردی، فوتبال، استراحت، خواب، تلویزیون و فیلم و سینما، موسیقی و دوستان و کارهای انفرادی مربوط به خود هستند. آنها همیشه چون میهمانی بر سر سفره آمده منزلشان اگر وقت کنند حضور می یابند و رنجهایشان را به خانواده می ریزند و لذتهایشان را بیرون از خانواده تقسیم می کنند. این افراد گاهی تصور می کنند با دادن پول زیاد به خانواده می توانند، آنها را رها کنند. با یک پلی استشن ، با یک رایانه و اینترنت و ...، سعی می کنند همسر و فرزندان خود را به خودشان وابگذارند. و نسبت به مسئولیت در قبال همسر و تربیت فرزندان شانه خالی می کنند. (خانواده سهل گیر در تربیت)
 
4 – شوهران بی احساس و سخت کوش:
برای این شوهران زندگی یعنی کار، کار یعنی زندگی و اینها همه یعنی پول. این شوهران خلاء وجودی خود را فقط با پول و کار پر می کنند. به بهانه های مختلف مثل داشتن اقساط، تعویض منزل یا خودرو، فراهم آوردن رفاه ، تامین آینده زندگی، مسئولیت کاری ، و ...، اکثر اوقات خود را از صبح تا آخر شب و حتی تعطیلات، به دنبال کار و اضافه کاری و تجارت و مدیریت و ... هستند. گاهی بهانه های انسان دوستانه و خدمت به خلق را پیش می کشند و گاهی تعهدات کاری را دستاویز قرار می دهند. اینها از منزل ، همسر و فرزندان خود، ابتدا به صورت فیزیکی دور می شوند و کم کم از نظر احساسی و عاطفی و ذهنی فاصله می گیرند. این آقایان به همه مردم خدمت می رسانند و با آنها هستند به غیر از همسر و خانواده.
مردان دیگری را نیز می توان در این طبقه قرار داد. آنهایی که شاید این همه مشغله نداشته یا از محیط خانواده دور نیستند، ولی از نظر عاطفی ، احساسی و ذهنی فاصله زیادی از جو خانواده پیدا کرده اند. آنها هم احساسی ، همدلی ، همدردی با همسر را نیاموخته اند. حرف زدن برای آنها سخت تر از بلند کردن خودرو  توسط قویترین مردان است. برای پاسخ یک کلمه ای به یک سئوال ، خانمشان باید کلی به به آنها التماس کند، وقتی آنها یک جمله 3 کلمه ای به زبان می آورند، همسر آنها، به شدت ذوق زده شده و  آن روز را همه سال جشن می گیرند و سالگرد زبان گشایی آقا را غنیمت می شمارند.
اگر خانمشان با آنها صحت کند، در حال دیدن تلویزیون هستند، یا در حال تعمیر وسایل منزل می باشند، و حتی زحمت تغییر جهت نگاهشان را به طرف خانمشان ، نمی کشند. گوش شنیدن ندارند، و این کار هم برای آنها مثل شکافتن اتم و آزاد سازی انرژی هسته ای هست. ولی متاسفانه این انرژی آزاد کردن را حق خود نمی دانند تا این اتم را بشکافند و گوش شنوا برای حرفها و احساسات خانمشان داشته باشند.
این مردان مهارت های گوش دادن، مهارتهای ارتباطی، مهارتهای هم حسی یاد نگرفته اند یا تمرین نکرده اند و یا انگیزه ای برای انجامش ندارند.
برای این آقایان، سخن محبت آمیز و عاشقانه، نوازش محبوبانه و نگاه دلبرانه به خانمشان، افسانه ای خیالی و بی فایده است. همسر این آقایان با حسرت به زوجهایی که در پارکی نشسته اند و در گوش هم نجوا می کنند می نگرند.
یک تلفن از محل کار به خانم، یک دسته گل، یک نامه عاشقانه ، یک نوازش ، و یک همدلی و هم حسی به گاه نگرانی و بیماری؛  از آرزوهای هرگز برآورده نشده ، خانم این دسته از آقایان است.
 
5 – شوهران وابسته و غیر مستقل؟!
این آقایان به علت اینکه از بچگی تحت چتر حمایتی شدید پدر و مادر خود قرار داشته اند و همیشه والدینشان برای آنها تصمیم گرفته اند، وابسته ، ترسو و دمدمی مزاج و بچه صفت تربیت شده اند. آنها همین طور که بزرگ شده اند به جای اینکه روز به روز مستقل تر شوند، روز به روز وابسته تر شده اند. هنگام ازدواج نیز نمی خواهند در این وضعیت تغییری ایجاد کنند. هنوز هم دستورات و تصمیم گیری های مهم زندگی زناشویی را از والدین خود اخذ می کنند. معمولا پدر و مادر این آقایان سخت گیر و مقرراتی هستند و شاید کمک مالی زیادی هم به زندگی اینها کرده باشند. مرزهای خانواده توسط این شوهران گسسته شده و مسائل محرمانه و خصوصی خانواده به راحتی به بیرون از خانواده منتقل می شود و افراد دیگر هم به خود اجازه می دهند در مسائل خانوادگی اینگونه شوهران دخالت کنند.
 
6 – شوهران کمالگرا و خسیس:
این آقایان شخصیت وسواسی دارند. معیارهای نانوشته ای در ذهن خود ترسیم می کنند و آن را وحی منزل و تخلف ناپذیر تصور می کنند. به جزئیات زندگی زیاد کار دارند و گیر می دهند. برای هر چیز کوچکی در خانواده نظر می دهند. همیشه ترس از آینده دارند، اعتماد به نفس پائین ، و ایده آلی خواهی از مشخصات دیگر اینهاست. با خسیس بودن و پس انداز افراطی سعی در آرامش خاطر خود دارند. همواره امروز را فدای فردا می کنند. و فردای آنها که باعث نگرانیشان بود، هرگز نمی آید. حسرت تفریح ، مسافرت ، لباس نو، میهمانی را به سادگی و با بهانه های مختلف، بر دل زن و بچه خود می گذارند. توقع زیادی از همسرشان دارند ، انتظار بی عیب و نقص بودن خانم خود را داشته و نقاط مثبت همسرشان را نمی بینند.
منبع:همدردی

  
نویسنده : فهیم بخشی و سوسن ملايی ; ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸
تگ ها :


سخنان زیبا

 از لجاجت بپرهیزید که آغازش جهل و پایانش پشیمانی است

·     انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند که خیال می‌کند دیگران را فریب داده است

·     کسی که دوبار از روی یک سنگ بلغزد، شایسته است که هر دو پایش بشکند

·     هرکه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد

·     کسی که به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است

·     اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت

  
نویسنده : فهیم بخشی و سوسن ملايی ; ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸
تگ ها :


حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز

 
 
در 15 سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم.

در 20 سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.

در 25 سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته، محروم می‌کند.

در 30 سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.

در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد؛ بلکه چیزی است که خود می‌سازد.

در 40 سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم.

در 45 سالگی یاد گرفتم که 10 درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می‌افتد و 90 درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند.

در 50 سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بد ترین دشمن وی است.

در 55 سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.

در 60 سالگی متوجه شدم که بدون عشق می‌توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.

در 65 سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز که میل دارد بخورد.

در 70 سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیار داشتن کارت‌های خوب نیست؛ بلکه خوب بازی کردن با کارت‌های بد است.

در 75 سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می‌کند نارس است، به رشد وکمال خود ادامه می‌دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود.

در 80 سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.

در 85 سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست.
منبع:http://khoshe12.blogfa.com/

  
نویسنده : فهیم بخشی و سوسن ملايی ; ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸
تگ ها :


با چه کسی ازدواج می کنید؟

با چه کسی ازدواج می کنید؟

 

شما با یک نفر ازدواج نمی کنید، در واقع با 3 نوع شخصیت ازدواج می کنید:

1 - شخصیتی که شما فکر می کنید او هست.

2 -شخصیتی که او هست

3 - شخصیتی که او در نتیجه ازدواج با شما پیدا می کند

  
نویسنده : فهیم بخشی و سوسن ملايی ; ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸
تگ ها :