خوب گوش دهید

   گوش دادن فعال                             
يافتن معناي گفتار ديگران در ذهن خود گوش دادن است.
با اين تعريف شنيدن با گوش دادن متفاوت است . شنيدن فعاليتي جسمي است و نيازي به يادگيري ندارد، چرا كه دستگاه شنيداري ما غيرارادي در اثر برخورد صداها، تحريك شده و شنيدن احساس مي شود.
اما گوش دادن فعاليتي ذهني است كه نيازمند يادگيري است و تا به آن توجه نكنيم ادراك نمي شود.
ما با گوش هاي خود مي شنويم اما با مغزمان گوش مي دهيم.

مهارت هاي اساسي گوش دادن فعال
1 – مهارت توجه :
يعني توجه جسمي و غير كلامي به طرف مقابل كه به او نشان دهد دقيقاً به صحبت هاي او گوش مي دهيم مثلاً هنگام گوش دادن با بدني مايل به جلو، در فاصله ي مناسب، رو در روي گوينده قرار گرفته و نگاه ما تا شعاع نيم متري صورت گوينده باشد، ضمن پرهيز از رفتارهاي حواس پرت كن (بازي با كليد و سكه و...) سعي كنيم شنونده اي خشك و بي حركت نباشيم و محيط گفتگو را از عوامل مزاحم و ترس آور دور كنيم.

2 – مهارت پي گيري :
گاهي گوينده نگران و هيجان زده است كه در حالت هاي چهره، تُن صدا و رفتارهاي او نمايان مي شود، در اين صورت بايستي بدون زورگويي او را به صحبت كردن دعوت كنيم. مثلاً با استفاده از جملات در باز كن (امروز سرحال به نظر نمي رسي! خب ! – بعد چي شد! – ادامه بده ! ) با استفاده از كلمات تشويقي كوتاه (هوم – درسته – بله و ...) با استفاده از سؤال هاي كوتاه و باز و يا حتي گاهي سكوت توأم با توجه و مشاهده ي او مي تواند اين موانع را از ميان بردارد.

3 – مهارت انعكاسي :
يعني انعكاس توضيحات و احساسات و معاني درك شده از گوينده به خود او كه نشان دهنده ي درك و فهم و پذيرش او نزد شنونده است.


راهكارهاي عملي گوش دادن فعال
1 – براي درك بيشتر گوينده به علايم غيركلامي (زبان بدن) او توجه كنيم.
2 – خود را به جاي گوينده قرار داده و سعي كنيم دنيا را از ديدگاه او ببينيم و درك كنيم.
3 – با طرح سؤالاتي از خود، حساسيت گيرندگي مان را افزايش دهيم. مثلاً ( چرا او حالا اين موضوع را به من گفت ؟ - منظور او چيست؟ - نكات اصلي حرف او چيست ؟ و...)
4 – به ياد داشته باشيم كه سرعت متوسط تكلم انسان بين 125 تا 175 كلمه در دقيقه است. در صورتي كه سرعت متوسط تفكر انسان بين 400 تا 800 كلمه در دقيقه است. از اين فرصت براي پردازش اطلاعات گوينده خوب استفاده كنيم.
5 – عوامل حواس پرتي را به حداقل برسانيم از جمله :
- بازي كردن باتراش و سكه ومداد و...

- تكان خوردن يا حالت عصبي
- ضرب گرفتن روي ميز با انگشتان
- جا به جا شدن مكرر
6 – ارتباط چشمي مناسب برقرار كنيم. نه آن قدر خيره شويم كه گوينده را معذب كنيم و نه آن قدر به او نگاه نكنيم كه تصور كند به ارتباط با او علاقه اي نداريم .
7 – موانع فيزيكي را از بين ببريم مثلاً در کلاس خود، از پشت ميز بيرون آمده و در كنار بچه ها بنشينيم و صحبت كنيم.
8 – بهتر است به گونه اي بنشينيم كه بدن ما كمي متمايل به جلو و به طرف گوينده باشد.
9 – احساسات درك شده اش را به او انعكاس دهيم مثلاً ( گويا موضوعي باعث خوشحاليت شده ؟! ، غمگين به نظر مي رسي ! و ...)
10 – با بيان عباراتي گوينده را به ادامه ي صحبت تشويق كنيم مثلاً (خب خُب! آفرین- همین طور است ؟! – واقعاً ؟! و ...)
11 – گوينده را با سؤالات پي در پي بمباران نكنيم كه احساس كند مورد بازجويي قرار گرفته است.
12 – در گوش دادن به مطالب مهم ،از يادداشت برداري  برخی نكات  غفلت نكنيم.
13 – درك خود را از احساسات گوينده بيان كنيم مثلاً (به نظرم اين موضوع شما را ناراحت كرده !)
14 – گاهي موضوعات مهم مطرح شده را به گوينده يادآور شويم تا ميزان درك خود را مورد ارزيابي قرار دهيم مثلاً ( چند دقيقه اجازه دهيد ببيننم درباره چه چيزهايي صحبت كرديم ، اول ....)
15 – منظور گوينده را با كلمات خودش به او انعكاس دهيم.
16 – براي خوب گوش دادن و درك بهتر گوينده ضروري است تلاش نماييم برخي خصوصيات و توانايي ها را در خود افزايش دهيم، براي مثال تحقيقات نشان داده است كه : - كساني كه خزانه ي واژگان غني تري دارند، شنوندگان بهتري هستند.
- كساني كه پيشرفت تحصيلي بهتري دارند، توانايي گوش دادن آن ها نيز بيشتر است.
- دختران در تفسير و تشخيص پيام هاي غيركلامي از پسران كارآمدترند.
- معمولاً افراد درونگرا، شنوندگان بهتري هستند.
17 – تا وقتي كه گوينده مطلب خود را تمام نكرده و يا منتظر پاسخ نيست، سخن او را قطع نكنيم.
18 - موقع شنيدن سخناني كه خوشايند ما نيست و يا مخالف خواسته ها و تمايلات و افكار ما هستند، صبر و شكيباني از خود نشان داده و با علايم كلامي و غيركلامي نامناسب از خود عكس العمل نشان دهيم.
19 – عوامل مزاحم را از محل گفتگو دور كنيم .                                                                         

  20 – سدها و موانع ارتباطي اكيداً پرهيز كنيم از جمله :
- دستور دادن، تهديد كردن و ترساندن
- موعظه ، نصيحت و سخنراني كردن
- قضاوت و انتقاد كردن
- ارائه ي دلايل منطقي و يا راه حل
- تحقير ، توهين و ناسزا
21 – در پرسش، از سؤال هاي كوتاه و باز استفاده كنيم. 

                 
...........................................................................................................

 ژان پیاژه:

اگر دانش آموزی برای رسیدن به حقیقتی سه روز وقت صرف کند تا آن را شخصا کشف کند ، به صرفه تر از آن است که همان حقیقت را در یک ربع ساعت برایش توضیح دهیم . این روش ، پیشرفت سریع کودک را در مراحل بعدی رشد تضمین می کند . 

............................................................................  

این هم مطالبی  در مورد شیوه ارزشیابی :

ارزشيابى از کلاس به نحوى که دانش آموزان نيز در آن دخالت د اشته باشند و افزايش يادگيرى يکى از هدف هاى آن باشد، به جاى آن که فقط ارزشيابى دانش آموزان باشه، مى توانه شور و شوق يادگيرى را در آنان تقويت کند. دانش آموزان در اين نوع ارزشيابى ياد مى گيرند از اطلاعات ارزشيابى براى مديريت فرايند يادگيرى خود استفاده کنند.  

همکار عزیز ارزشيابى از کلاس درس را به عنوان بخش مهمی از ياددهى کارامد و يادگيرى موفقيت آميز در نظر بگيرید. در زمانى که ارزشيابى هاى بيرونى فراگير، مورد توجه و پشتيبانى سياست گذاران آموزشى هست آموزگاران زيادى دريافته اند که چه گونه با استفاده از ارزشيابى هاى روزانه کلاسى، مى شه  دروجود دانش آموزان شور و شوق آموختن به وجود اورد و اونها رو براى هدف هايى فراتر از ارزشيابى آماده کرد در حقيقت، به جاى آنکه ارزشيابى را علت موفقيت بدونيم، شاخص موفقيت مدرسه در نظر مى گيريم. متاسفانه، آن چه که در روش هاى سنتى ارزشيابى لحاظ نمى شه، استفاده آن به عنوان ابزارى در جهت پيشرفت موفقيت هاى تحصيلى بيشتر دانش آموزان است.

 

روش مرسوم اين است که آموزگار پس از تدريس مطلب، امتحان مى گيره و آموزگار و کلاس بدون توجه به دانش آموزان ناموفق، يعنى کسانى که در مدت زمان معين و سلسله مراحل طى شده مطلب را نياموخته اند، پيش مى روند و ضعيف ها را در رتبه هاى پايين جا مى گذارند. در واقع اساس اين گونه ارزشيابى بر عقيده منسوخى است: براى اين که دانش آموزان بهتر ياد بگيرند بايد نگرانىاونها رو افزايش بدیم  و اين کار بايد از طريق مقايسه آنان با هم کلاسى هاى موفقشان با هدف ايجاد انگيزه براى عملکرد بهتر صورت بگیره. بر خلاف اين برداشت، ارزشيابى براى يادگيرى طى فرايند ياددهى و يادگيرى انجام مى شه نه پس از آن و تأکيد اصلى بر پيشرفت مداوم يادگيرى در تمام دانش آموزان است.

 

در واقع آموزگارى که ازروش ارزشيابى روزانه فعاليت هاى کلاسى استفاده مى کنه تا دانش آموزان را به طور مستقيم و عميق در فرايند يادگيرى فردى خود شرکت بده، سبب افزايش اعتماد به نفس اونها  و ايجاد انگيزه براى يادگيرى بيشتر مى شه؛ و راز زیبایی اين روش به جاى القاى احساس شکست، بر موفقيت و پيشرفت دانش آموزان است. در اين الگوى آموزشى، ارزشيابى دانش آموزان، به جاى آن که فقط براى سنجش و نمره دادن به دانش آموزان طراحى شده باشد، نوعى ابزار آموزشى براى ارتقاى يادگيرى است. به علاوه، وقتى دانش آموزان در ارزشيابى شرکت داده مى شن، به ارزشيابى بيشتر به اين صورت نگاه مى کنن که معلم مى خواد به اونها چيزى ياد بده نه اين که از اونها امتحان بگيره.

.......................................................................................................