محبت پدر

محبت پدر

پدر و پسری را  قاضی  محکوم کرد و بردند تا تازیانه زنند ؛ ابتدا پدر را صد ضربت بزدند دم بر نیاورد،

اما چون اولین تازیانه را بر پسر زدند آه پدر به آسمان رفت ؛ علت پرسیدند گفت :

 آن  تازیانه ها بر پیکرم بود و این ها بر جگرم ...

/ 0 نظر / 47 بازدید